کینگ کنگ رو چه کارگردانی میساخت، چه جوری میشد؟ (طنز)
برای خواندن این مطلب، تصویر زیر را SAVE نمایید.
![]()
بدون دیدگاه » مارس 14th, 2009
برای خواندن این مطلب، تصویر زیر را SAVE نمایید.
![]()
بدون دیدگاه » مارس 14th, 2009
قانون صف:
اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.
قانون تلفن:
اگر شما شمارهای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.
قانون تعمیر:
بعد از این که دستتان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.
قانون کارگاه:
اگر چیزی از دستتان افتاد، قطعاً به پرتترین گوشه ممکن خواهد خزید.
قانون معذوریت:
اگر بهانهتان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشینتان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشینتان، دیرتان خواهد شد.
قانون حمام:
وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.
قانون روبرو شدن:
احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش مییابد.
قانون نتیجه:
وقتی میخواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمیکند، کار خواهد کرد.
قانون بیومکانیک:
نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.
قانون تئاتر:
کسانی که صندلی آنها از راهروها دورتر است دیرتر میآیند.
قانون قهوه:
قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیستان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید.
بدون دیدگاه » مارس 14th, 2009
گریه نمیکنم نه اینکه سنگم
گریه غرورمو به هم میزنه
آدم برای هضم دلتنگیاش
گریه نمیکنه قدم میزنه
گریه نمیکنم نه اینکه خوبم
نه اینکه دردی نیس نه اینکه شادم
یه اتفاق نصفه نیمهام که
یهو میون زندگی افتادم
یه ماجرای تلخ ناگزیرم
یه کهکشونم ولی بی ستاره
یه قهوه که هر چی شکر بریزی
بازم همون تلخی ناب و داره
اگه یکی باشه منو بفهمه
براش غرورمو به هم میزنم
گریه که سهله زیر چتر شونهاش
تا آخر دنیا قدم میزنم
گریه نمیکنم نه اینکه سنگم
گریه غرورمو به هم میزنه
آدم بزرگ برای هضم دلتنگیاش
گریه نمیکنه قدم میزنه
گردآوری: گروه سرگرمی سیمرغ و کمی ویرایش از خودم
بدون دیدگاه » مارس 13th, 2009
تنها گوریل نر هند كه گوریل موسیاه نام دارد، در حال انقراض بوده و به همین علت مسئولان باغ وحش مركزی هند در جستجوی یك جفت برای این حیوان هستند.
ویجای رانجان سینگ، مسئول باغ وحش مركزی هند در میسور گفت: پولو، گوریل نری است كه در سال 2000 میلادی جفتش سوماتی را كه در سن 46 سالگی بود از دست داد و هماكنون 8 سال است كه در باغ وحش تنها زندگی میكند.
وی افزود: نسل گوریلهای سیاه در هند رو به انقراض است، به همین خاطر ما در جستجوی یك جفت مناسب برای گوریل دو متری خود هستیم.
سینگ در ادامه متذكر شد: ما درهند تنها یك گوریل داریم و به همین خاطر نمیخواهیم كه برای یافتن یك همسر او را به خارج از هند بفرستیم. ما برای آنكه این گوریل احساس تنهایی زیادی نكند، برای او كلاسهای رواندرمانی كه مخصوص حیوانات است برقرار كرده و از لحاظ عاطفی او را دلگرم میكنیم.
علاوه براین، پولو به دو زبان انگلیسی و زبان محلی كاننادا میتواند صحبت كند.
سیمرغ
بدون دیدگاه » مارس 13th, 2009
آقای بابک بختیاری متولد ۱۳۵۷ اهل تهران موسس و صاحب امتیاز فروشگاههای زنجیرهای آیس پک و مدیر عامل شرکت آیس پک ایرانیان که محصول آیس پک اختراع ایشان بوده و هیچگونه نمونه مشابهی در جهان نداشته است. این مجموعه به لطف الهی کمتر از دو سال توانسته ۱۳۰ فروشگاه در داخل و خارج از ایران (۱۱۸ شعبه در ایران و ۴ شعبه در امارات و ۸ شعبه در دیگر کشورها که در ذیل آمده است) ایجاد نماید که در مقایسه با سیستمهای بزرگ و معروف زنجیرهای دنیا نظیر مک دونالد – استار باکس – کینگ برگر و… قابل توجه و بلکه بسیار موفق تر عمل نموده است چرا که آنها در دو سال اول شروع به کارشان، تنها یک شعبه داشتند در حالیکه آیس پک توانسته هر ۶ روز یک شعبه در دو سال اول افتتاح نماید.
![]()
آقای بابک بختیاری از بدو تاسیس این مجموعه در نظر داشته که آیس پک را به عنوان اولین و بزرگترین مجموعه زنجیرهای ایرانی به دنیا معرفی نماید و در سراسر دنیا شعبات آیس پک را دایر نماید و با توجه به اینکه کشورهائی نظیر آمریکا بیش از ۵۰ درصد صادرات خود را در پشت سیستمهای زنجیرهای و برند سازی خود به دیگر کشورها تحمیل میکنند ولی ایران تا کنون از این روش استفاده نکرده است که به حمد الله آیس پک توانسته ایران عزیزمان را نیز در رقابت با برندهای زنجیرهای دنیا مطرح سازد و هم اکنون با صادرات کلیه مواد اولیه جهت شعبات خارجی آیس پک از جمله شعباتی در کشور امارات، هندوستان، مالزی، تایلند، سنگاپور، ونزوئلا، سوریه، انگلستان و کویت به این مهم دست پیدا کرده و قصد دارد گامی در جهت سربلندی نام ایران زمین و تقویت هویت ایرانی بردارد. با این چنین کسب و کار موفق ایشان تا به حال بیش از ۱۷۰۰ فرصت شغلی مستقیم و بیش از ۵۰۰۰ فرصت شغلی غیر مستقیم در کمتر از دو سال به وجود آمده و روز به روز نیز افزایش پیدا خواهد کرد. به دنبال این دستاورد آقای بابک بختیاری به عنوان جوان ترین کار آفرین کشور و شاید بتوان گفت که به عنوان پدیده کار آفرینی ایران مطرح گردید و شاید دلیل این موضوع سن کم و مدت زمان کوتاه موفقیت این مجموعه تا به حال بوده است.
گردآوری: گروه سرگرمی سیمرغ
بدون دیدگاه » مارس 13th, 2009
زبان یکی از تستکنندههای قهوه که برای یکی از بزرگترین کافیشاپهای زنجیرهای جهان کار میکند، به قیمت 10 میلیون پوند بیمه شد.
وظیفه جنارو پلیچیا مزه کردن دانههای خام قهوه در دفترش در لندن، قبل از بستهبندی و ارسال به فروشگاههاست.
وی برای شرکت کوستا کافی کار میکند که سالانه بیش از 108 میلیون فنجان قهوه در سراسر دنیا به فروش میرساند و قصد دو برابر کردن فروش قهوه را دارد.
آقای پلیچا میگوید: " 18 سال تجربه به من این اجازه را میدهد که طعم هزاران نوع قهوه را از یکدیگر تشخیض دهم…قدرت چشایی من بسیار برای حرفهام مهم و حساس است".
شرکت للیودز لندن زبان این متخصص قهوه را بیمه کردهاست. یکی از سخنگویان این شرکت میگوید که این بزگترین بیمه شخصی است که برای کسی فراهم شده است.
گردآوری: گروه سرگرمی سیمرغ
بدون دیدگاه » مارس 13th, 2009
خبر نامزدی شاهدخت «ویکتوریا» ولیعهد سوئد با «دانیل وستلینگ» که مربی ورزش او است توجه رسانههای گروهی این کشور اروپایی را بدجوری جلب کرد.
«دانیل» 35 ساله اشرافزاده نیست و همین موضوع باعث شد وی و «ویکتوریا» تصمیم خود برای ازدواج را هفت سال به تعویق بیندازند.
کارل گوستاو شانزدهم – پادشاه 63 ساله سوئد – با ازدواج دخترش با مردی از قشر معمولی جامعه مخالف بود و ویکتوریای 32 ساله برای حفظ حق جانشینی خود ناچار به جلب رضایت پدر و دولت شد.
بر اساس قانون اساسی قدیمی سوئد، اعضای خاندان سلطنتی فقط باید با اشرافزادگان ازدواج میکردند. از اول ژانویه 1980 میلادی اما دو تغییر مهم در بخش قانون جانشینی در سلطنت این کشور شکل گرفت.
![]()
در قانون اساسی قدیمی سوئد، تاکید شده بود که ولیعهد این کشور باید مرد باشد. با تغییر قانون، فرزند اول خانواده سلطنتی بدون توجه به جنسیت، جانشین پادشاه خواهد شد.
قانون دیگر برداشته شدن ضرورت ازدواج خاندان سلطنتی با فردی از طبقه خودشان است. با این حال، ولیعهد باید ابتدا از پادشاه و بعد از دولت، اجازه ازدواج با فرد دلخواهش را بگیرد.
دولت سوئد اگرچه هفته گذشته به درخواست ویکتوریای عاشق پیشه جواب مثبت داد اما اعلام نامزدی وی به بحث پیرامون قانون جانشینی در سلطنت دامن زده است.
انجمن جمهوری خواهان سوئد نیز نسبت به هزینه ازدواج این زوج جوان از خزانه دولت اعتراض کرد.
سازمان تجارت سوئد تخمین زده که جشن عروسی «ویکتوریا» بیش از 10 میلیون کرون، هزینه در بر خواهد داشت و شاید در بحران اقتصادی موجود بیشتر هم بشود.
نظرسنجی موسسه Novus Opinion که به سفارش شبکه 4 تلویزیون ملی سوئد صورت گرفته است نشان میدهد از هر 10 سوئدی 8 نفر با ازدواج «ویکتوریا» و «دانیل» موافقند.
گردآوری: گروه سرگرمی سیمرغ
بدون دیدگاه » مارس 13th, 2009
دو ماهی که چهرهای شبیه انسان دارند در برکهای در یک شهر مرکزی کره جنوبی مشاهد شدند. وضعیت بینی، چشمها و لبها کاملا به انسان شباهت دارد.
![]()
اگرچه این ماهیها از سال ۱۹۸۶ در این برکه بودهاند، اخیرا مورد توجه قرار گرفتهاند.
گردآوری: گروه سرگرمی سیمرغ
بدون دیدگاه » مارس 13th, 2009
زن استرالیایی در هنگام عمل جراحی ناگهان به هوش آمد.
به گزارش شبکه تلویزیونی فاکس نیوز، این زن بیست و چهار ساله که برای عمل جراحی معده به بیمارستان انتقال یافته بود پس از عمل جراحی مدعی شد زمانی که جراحان مشغول عمل جراحی بودند به هوش آمده است و هر برشی را که آنها در بدن وی ایجاد میکردند حس میکرده اما قادر نبود برای کمک طلبیدن فریاد بکشد زیرا استفاده از مواد بیهوش کننده سبب بی حرکت شدن وی شده بود.
به گفته متخصصان وقتی مقدار مواد بیهوش کننده کم باشد چنین وضعی پیش میآید.
درمورد مجرمانی که به اعدام با استفاده از تزریق مواد کشنده محکوم شده باشند نیز چنین مواردی مشاهده شده است.
گردآوری: گروه سرگرمی سیمرغ
بدون دیدگاه » مارس 12th, 2009
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.
لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.
مرد پاسخ داد: من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.
از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.
مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.
مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.
مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: من شیطان هستم. مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.
شیطان در ادامه توضیح می دهد: من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.
وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید.
به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانوادهات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکدهتان را خواهد بخشید.
بنابراین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.
نتیجه اخلاقی داستان:
کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختیهای در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قومتان را بطور کلی نجات بخشد.
این کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید.
گردآوری: گروه سرگرمی سیمرغ
بدون دیدگاه » مارس 12th, 2009
عاشق رنگ سفید بود اما از دو سال قبل که همسر و فرزندش را در تصادف رانندگی از دست داده بود همیشه مشکی میپوشید و میگفت: نباید عاشق شد و به چیزی عشق ورزید چون تحمل غم از دست دادن، به لذت عاشقی نمیارزد.
گردآوری: گروه سرگرمی سیمرغ
بدون دیدگاه » مارس 12th, 2009
روی نیمکت پارک نشسته بود. دلش میخواست یک دوست پیدا میشد تا با او درد دل کند. کبوتری روی زمین مشغول خوردن خرده نانهای ساندویچ او که روی زمین ریخته شده بود شد. نگاهی به کبوتر کرد و با خود گفت، در این دوره زمانه باید چیزی داشته باشی تا دوستان دورت جمع شوند وگرنه تنها خواهی ماند.
گردآوری: گروه سرگرمی سیمرغ
بدون دیدگاه » مارس 12th, 2009
در سینمایی كه كمدیهایش را آثاری از جنس «چارچنگولی»، «دلداده»، «مادر زن سلام» و… تشكیل میدهند، ساختهشدن فیلمی چون «بیپولی» را باید مغتنم دانست.
نعمتالله پس از فیلم تلخ «بوتیك»، اینبار در حوزهای دیگر، كارگردانی مسلط و توانا نشان میدهد. «بیپولی» با وجود برخی ضعفهای ساختاریاش، در حركت میان مرز طنز و جدیت موفق عمل میكند. فیلم حاصل سلیقه و دیدگاه كارگردانی است كه بهدنبال خنداندن به هر قیمت و كیفیت نیست.
در شرایطی كه مبتدیانهترین فیلمهای سالهای اخیر سینمای ایران را فیلمهای كمدی تشكیل دادهاند، نادیدهگرفتن «بیپولی» چندان منصفانه به نظر نمیرسد.
ساختن فیلمی در حد و اندازههای بوتیك با آن موج تحسین و تأییدی كه بهدنبال داشت میتواند هر فیلمسازی را دچار وسواس و تردید كند. بیشك نعمتالله در موقعیتی سخت و دشوار گرفتار آمده بود بهگونهای كه همهچیز تحتالشعاع بوتیك قرار گرفته بود، برای آنكه بوتیك یك اتفاق نباشد؛ همچون كار اول موفق بسیاری از فیلمسازان كه دیگر هیچگاه نتوانستند موفقیت فیلم اولشان را تكرار كنند. اما سرانجام نعمتالله از این آزمون دشوار سربلند بیرون آمد و صاحبان خیل نگاههایی كه به فیلم او دوخته شده بود را راضی از سالن سینما بیرون فرستاد. هرچند كه هنوز میتوان باور داشت بوتیك، بهترین فیلم كارنامه كوچك نعمتالله است اما به یقین میشود اطمینان داشت كه او یكی از مستعدترین فیلمسازان ایرانی نسل جدید است كه میتوان امید بسیاری به آینده او داشت.
اگرچه بوتیك فیلمی بسیار تلخ بهحساب میآید ولی بیپولی فیلمی، برخوردار از لحن كمدی است. این فیلم را میتوان ادامه منطقی سینمایی دانست كه نعمتالله با بوتیك نقطه آغاز آن را رقم زده است. جانمایه بیپولی را میتوان یكی از دیالوگهای طلایی بوتیك بهحساب آورد و آن اینكه شاید پول خوشبختی نیاورد، اما بیپولی مطمئناً بدبختی با خودش خواهد آورد. درواقع ایده مركزی فیلم بیپولی همین نكته است و آنچه در سیر اتفاقات فیلم بر ایرج و همسرش میگذرد نمونه عینی چنین حقیقتی است و فیلم شرح بدبختیهایی است كه بیپولی برای آدمهای مختلفی در آن میآورد. چه از سیر نزولی یك زندگی كه با عشق و علاقه و شادی آغاز میشود و در نهایت با بدبختی، رنج و اندوه روبه جدایی میرود. هر چند كه به اقتضای لحن كمدی فیلم پایان خوشی برای آن تدارك دیده شده است اما بیشك اگر این بیپولی تداومی بیشتر مییافت، میتوانست به نتایج ناگوارتری نیز ختم شود.
این مسئله فقط حكایت ایرج و همسرش نیست بلكه سایه آن را بر زندگی آدمهای فرعی فیلم نیز بهصورت گذرا شاهد هستیم و این حقیقتی است حاصل مناسبات اجتماعی امروز كه بازتاب آن را در روابط میان شخصیتهای فیلم بیپولی نیز میبینیم.
در بیپولی همچون بوتیك نعمتالله نشان میدهد كه چـقدر آدمهـایی را كه برای بازیگری برمیگزیند،خوب و دقیق شخصیتپردازی میكند، ریزترین مسائل زندگی آنها را زیر نظر دارد، بنابراین آدمهایی شناسنامهدار را پیش روی مخاطب قرار میدهد و روابطی واقعی و ملموس را میان آنها بهنمایش میگذارد. این مسئله تنها شامل شخصیتهای اصلی فیلم نمیشود، بلكه اغلب شخصیتهای فیلم نیز از چنین كیفیتی برخوردارند. نمونه بارز آن آدمهایی كه به ضرورت بیكاری در یك دفتر گردهم آمدهاند و به كار كشتن لحظهها و علافی مشغول هستند و اتفاقاً این صحنهها از جمله بهترین فصول فیلم هستند كه بار كمدی قابلتوجهی نیز دارند. جالب آنكه اگرچه اتفاق خاصی در این صحنهها نمیافتد اما به دلیل دیالوگنویسی استادانه نعمتالله و فضاسازی خوب او از جذابترین بخشهای فیلم محسوب میشوند كه در حركت روایی فیلم نیز بیتأثیر نیستند.
این فصول همچنین نمونه عینی شگرد منحصربهفرد نعمتالله در حركت فیلم به جلو نیز محسوب میشوند. در بیپولی نیز همچون بوتیك قصه فیلم فراز و فرود دراماتیك چندانی ندارد و حتی اگر اتفاقی فیالنفسه دراماتیك هم درمیان باشد، چندان مورد تأكید فیلمساز قرار نمیگیرد، بلكه بهجای اتفاقها این شخصیتها هستند كه بهعناصر روایی بدل میشوند و مورد اتكای فیلمساز قرار میگیرند و با قرار گرفتن آنها در سیر حركت شخصیت اصلی فیلم، قصه به جلو میرود و برخلاف انتظار برخی قرار نیست این آدمها به سرانجام رسانده شوند، بلكه همانقدر كه به ضرورت كاركرد موردنظر فیلمساز لازم است در فیلم مورد استفاده قرار گرفته و بعد نیز رها میشوند. نمونه چنین آدمهایی هم در بوتیك و هم در بیپولی فراوانند و همگی نیز به شكلی موفق و پذیرفتنی ترسیم شدهاند.
بیپولی فیلمی است درباره آدمهایی از طبقه متوسط، طبقهای كه برخلاف گذشته، سینمای ایران لزوم پرداختن به آنها را به خوبی درك كرده است اما نگاه نعمتالله به سوژه اینچنین از آن رو ممتاز به حساب میآید كه دست به برگزیدن طیفی از این آدمها زده است كه تاكنون به آنها پرداخته نشده و از قضا در پیرامون خود نمونههای بسیاری میتوان از آنها ردیابی كرد. آدمهایی كه شاید به دلیل ویژگی خاصی كه در ظاهرسازی و سرپوش گذاشتن روی مشكلات خود دارند، كمتر به چشم آمدهاند.
آدمهایی با ظاهر آراسته كه حكایت از بر وفقمرادبودن اوضاع آنها دارد اما جیب خالی آنها حاكی از شرایط بسیار متفاوتی با ظواهر امر دارد. بنابراین در بیپولی نعمتالله با كنارزدن این پوسته ظاهری با لحنی كمدی به حقیقتی در ذات خود تلخ میپردازد.
برگزیدن لحن كمدی برای فیلم با وجود آنكه نعمتالله نوع نگاه و لحن تلخ را یك بار در بوتیك با موفقیت آزموده بود، نشانه تجربهگرایی و در عین حال هوشمندی اوست كه هم تواناییهای خود را در یك گونه سینمایی دیگر كه اساساً قواعد و فضای دیگرگونهای با اثر قبلی او را میطلبد، محك میزند و هم اینكه با كمی دقت میتوان دریافت كه با ویژگیهای مضمونی فیلم، در ظرفی اساساً متناسب ریخته شدهاند.
نعمتالله در هر 2فیلم گوشهچشمی داشته است به جنبه تقدیری زندگی، همانگونه كه شرایط و موقعیتهای تلخ بوتیك حاصل تقدیری هستند و سرانجامی تراژیك را برای شخصیتهای آن فیلم رقم میزنند، در بیپولی با موقعیتهایی دیگرگونه در زندگی روبهرو هستیم، موقعیتهایی كه الزاماً ناگوار نیست و گاه به شوخیهایی میماند كه گویی تقدیر آدمی در طول زندگی برایش رقم زده است و هر چند آدم را سراشیبی سقوط قرار میدهد اما در عین حال نمیدانیم باید به آنها بخندیم یا اینكه گریه كنیم.
همانطور كه پیرمردی در عروسی ایرج سفتوسخت خواهان همكاری با اوست و شاخ و شانه كشیدنهای ایرج در برابر صاحبكار كملطفش ناشی از همین اطمینان به همكاری است كه در صحنههای بعدی درست زمانی كه ایرج به او احتیاج دارد و به سراغش میرود با مراسم ختم او روبهرو میشود، به طور تعمدی فیلمساز بستری اغراقآمیز و اندكی كمیك ترتیب داده است تا دوگانگی احساس ایرج را در رویارویی با این موقعیت به تماشاگر منتقل كند.
بیپولی خوب شروع میشود، عالی پیش میرود اما در بیستدقیقه پایانی قدری افت میكند، اما نعمتالله هوشمندی و هنر آن را دارد كه با یك پایانبندی درست و متناسب با حال و هوای فیلم، تماشاگران خود را راضی بیرون بفرستد، هرچند كه پایان باز بوتیك به مراتب بهتر و تأثیرگذارتر از بیپولی شكل گرفته بود.
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سيمرغ
بدون دیدگاه » مارس 12th, 2009
ضبط؛ فیلمی در ژانر ترسناک
کارگردان: خائومه بالاگوئرو، گزیدهی جوایز: نامزد جایزه بهترین تدوین و بهترین بازیگر تازه کار [مانوئلا ولاسکو] از مراسم انجمن نویسندگان سینمایی اسپانیا / برنده جایزه تماشاگران و جایزه بهترین فیلم فانتزی از جشنواره Fantasporto / برنده جایزهی گویا برای بهترین تدوین و بهترین بازیگر زن [مانوئلا ولاسکو] – نامزد جایزهی گویا برای بهترین جلوههای ویژهی تصویری / برندهی جایزهی تماشاگران، جایزهی ویژهی هیئت داوران و جایزهی داوران جوان جشنواره Gérardmer / نامزد جایزهی بهترین بازیگر زن تازه کار [مانوئلا ولاسکو] از اتحادیهی بازیگران اسپانیا
خلاصه داستان
آنخلا (مانوئلا والسکو) گزارشگر تلویزیون است که به همراه فیلمبردارش برای تهیهی گزارشی از نحوهی کار آتشنشانها به محل کار آنها رفته است. پس از آشنایی با اهالی ایستگاه، به ناگهان ماموران آتشنشانی خبردار میشوند زنی مسن که در آپارتمان خود به دام افتاده است تقاضای کمک دارد. در پی این اتفاق دو تن از ماموران آتشنشانی برای کمک به محل حادثه عازم میشوند و آنخلا که موقعیت را مناسب یافته، با آنها همراه میشود. تا اینکه اتفاقات ناگواری روی میدهد و پیرزن به یک مامور پلیس حمله میکند و یکی از ماموران آتشنشانی را میکشد. بزودی تمام افرادی که در خانه حضور دارند از طرف نیروهای دولتی قرنطینه میشوند. بتدریج معلوم میشود که ویروس مرگباری در میان اهالی خانه منتشر شده که آنها را تبدیل به موجوداتی خونخوار میکند و …
ضبط هیاهوی ویروس ناشناخته
دربارهی «ضبط» از روی این خلاصه داستانی که خواندید قضاوت نکنید چراکه آنگاه با خود میگویید که بارها و بارها فیلمهایی در ژانر وحشت را با این ایدهها و داستان دیدهاید. «ضبط» را میتوان فیلمی خلاقانه توصیف نمود که از دل داستانهای دستمالی شده در ژانر وحشت سر برآورده است. «خائومه بالاگوئرو» و «پاکو پلازا» هر دو از کارگردانان جوان اسپانیایی هستند که توانستهاند با تکیه بر ذوق هنری خود اثری خلق کنند که بیننده را تا به پایان فیلم مجذوب خود کند و او را واقعاً بترساند. اما نکتهی مهم این است که ایندو فیلمساز جوان توانستهاند تا با خلق فضایی جذاب و همچنین با الهام از مدیومهایی همچون Reality TV که در طی سالهای اخیر تبدیل به یکی از پرطرفدارترین ژانرهای تلویزیونی گشته است و در کنار اینها با استفاده از هراسهای نوین ناشی از بیماریهای ناشناخته، فیلمی بسازند که تمام وجود بیننده را سرشار از ترس نماید.
در هنگامهای که سرچشمهی فیلمهای ژانر وحشت هالیوود به سوی خشکی سوق پیدا نموده، ساخته شدن آثاری چون «ضبط» در میان کشورهای اروپای از جمله اسپانیا، بارقهای از امید را در دل هواداران ژانر وحشت روشن نگاه میدارد. با نگاهی به پیشینهی فیلمهای ترسناک که به «Horror Movie» مشهورند در مییابیم که این نوع فیلمها در طول تاریخ رشد و تطور خود، زیرژانرها و سبکهای گوناگونی را با ساختارهای متفاوت تجربه کرده است. «ضبط» از جمله فیلمهایست که در زیر شاخهی فیلمهای ترسناک بیولوژیکی قرار می گیرد، که عامل اصلی وحشت در آنها ویروس ناشناختهایست که جمعیتی را تبدیل به موجودات خونخوار میکند. چند نکتهی مهم و قابل توجه در این فیلم وجود دارد که سعی خواهم کرد درباره هر کدام از آنها توضیحی ارائه دهم تا مشخص شود چگونه سازندگان این اثر، موفق به پدید آوردن فیلمی گیرا و در عین حال تأثیرگذار گشتهاند.
1. عامل ناشناخته
در فیلمهای ژانر وحشت همیشه یک عنصر به عنوان ماده اصلی که عامل ترس مخاطب را فراهم میآورد مد نظر قرار میگیرد و تمام کنشها و واکنشهای اثر حول محور همان عنصر تعریف و تبیین میشوند. این عامل قاعدتاً اگر یک عامل ناشناخته باشد تأثیر ترس در مخاطب را افزایش میدهد. در فیلم «ضبط» این عامل ناشناخته یک ویروس است. در عصری که از یک سو مسائل پزشکی و راهحلهای درمانی در حال رشد روز افزون است و از سوی دیگر گسترش ویروسهای مرگباری چون ایدز، آنفولانزای مرغی و غیره، روزانه جان هزاران انسان را تهدید میکند، انتخاب یک عنصر ناشناخته که مخاطب هم تا اندازهای ملموستر با آن آشناست به ایجاد فضایی درگیر کننده کمک شایانی کرده است.
2. رئالیسم یا واقعگرایی
نکتهی قابل توجه در «ضبط» استفادهی مثبت از شیوهی «Reality TV» و «دوربین روی دست» بوده است که به افزایش اثرگذاری فیلم کمک قابل توجهی کرده است. البته پیشتر از فیلم «ضبط»، شاهد استفاده از این نوع مدیوم در فیلمهای دیگر نیز بودهایم. سر فصل فیلمهایی که به نوع اخص از این تکنیک برای تاثیرگذاری بیشتر بر مخاطب خود استفاده کردهاند فیلم جریانساز «پروژهی جادوگر بلر» بوده است. اما نکته قابل توجه در فیلم «ضبط» این است که از این تکنیک استفادهای بجا و کاملاً هوشمندانه صورت میگیرد، بطوریکه کارگردانان آن سعی میکنند تا با نگاهی کاملاً گزارشی که بیشتر یادآور گزارشهای تلویزیونی است، با اثر روبرو شوند. به طور کلی ما در این فیلم با قابهای کنترل شده به معنای خاص آن روبرو نمیشویم اما از طرفی هم همه چیز به صورت رها شده نیست. دوربین همه نکاتی را که مخاطب برای درگیر شدن در کنشهای فیلم نیاز دارد به او نشان میدهد و به زبان بهتر یک کنترل نامحسوس و خلاقانه را در عین آشفتگی در بطن خود داراست.
3. استفاده از موقعیتهای غافلگیرکننده
در اکثر فیلمهای ژانر وحشت، استفاده از موقعیتهای غافلگیرکننده جهت ایجاد حس ترس و اضطراب در مخاطب، تا حدودی بصورت نوعی از موتیف درآمده است. با این حال نکتهی قابل توجه در «ضبط» چگونگی اجرای این موتیف است که در واقع منشأ تاثیرگذاری به شمار میرود. نگاه کنید به چگونگی آغاز فیلم که در فضایی آرام، یک گزارشگر شبکهی تلویزیونی به همراه فیلمبردارش سعی دارند تا یک مستند گزارشی از فعالیتهای شبانهی آتشنشانان تهیه کنند. فضای پیش از رویدادهای اصلی در میان آرامش و شادمانی آتشنشانان میگذرد تا اینکه زنگ خطر به صدا در میآید و خبر میدهند که پیرزنی در یک آپارتمان گرفتار شده است. از این لحظه به بعد حس کنجکاوی مخاطب تحریک میشود، با ورود به خانهی پیرزن و مشاهدهی ترس همسایههایی که در پایین پلهها جمع شدهاند، مخاطب در مییابد که اتفاق رخ داده بیش از گرفتار شدن یک پیرزن در آپارتمان است و از اینرو بیش از پیش در فضای فیلم غرق میگردد. زمانی که پلیس و آتشنشانها به همراه گزارشگر و فیلمبردارش وارد آپارتمان پیرزن میشوند، ناگهان با فضای عجیبی روبرو میشویم. پیرزنی با سر و وضع آشفته و خونین که مدام فریاد میکشد. مخاطب تا این لحظه بجای اینکه در کشمکش با ترس قرار گیرد، بیشتر به دنبال این است که با توجه به جزئیات، پاسخی برای ابهامات شکل گرفته در ذهن خود پیدا کند. تا اینکه پیرزن در یک حمله ناگهانی افسر پلیسی را گاز میگیرد و در این لحظه است که نخستین شوک داستان به مخاطب وارد میشود و در ادامهی فیلم نیز همین روند تا پایان بصورت کاملاً جذاب و هوشمندانهای تکرار میشود.
4. عدم دگرگونی در شکل ظاهری
نکتهی دیگری که به طور کلی میتوان به آن اشاره کرد این است که در اکثر قریب به اتفاق فیلمهای ژانر وحشت، با تغییر شکل ظاهری انسانها یا موجودات واقعی روبرو هستیم و استفاده مکرر از این مسئله به عنوان راهی برای ترساندن مخاطب، به مرور زمان آنرا تبدیل به یک فاکتور کلیشهای و ساده نموده است، بطوریکه این روش دیگر قادر به برانگیختن احساس هراس و هیجان مخاطب نمیگردد. با توجه به این مسئله میتوان یکی دیگر از دلایل موفقیت «ضبط» را در این رابطه برشمرد که این فیلم از هرگونه تغییر قیافهی کاراکترها و یا دگرگونیهای ظاهری اغراق شده در چهرهی آنان پرهیز نموده و به جای این مسئله بیشتر تمرکز خود را بر روی چگونگی تغییر رفتار شخصیتها قرار داده است. کسانی که در آن خانهی غریب به ویروس مبتلا میشوند با همان جوارح طبیعی بدن خود به دیگران حمله میکنند و به آنها صدمه میزنند. این نکته با توجه به اینکه هراس انسان از رویدادهای طبیعی بیش از پدیدههای ماورایی است، مخاطب را بیشتر تحت تاثیر قرار میدهد. به عنوان مثال فرض کنید در اخبار اعلام شود که زمین بزودی توسط موجودات وحشی فرازمینی مورد حمله قرار خواهد گرفت، سپس بعد از مدت اندکی خبر برسد که زلزلهای قریبالوقوع در انتظار است. مسلماً در مقایسهی واکنش طبیعی انسان نسبت به ایندو خبر، مورد دوم هراس و نگرانی بیشتری را ایجاد میکند چراکه اتفاقی چون زلزله به عنوان پدیدهای تجربه شده و ملموس در نظر انسان جلوه میکند تا حملهی موجودات فضایی.
5. خلق موقعیتهای مناسب
«ضبط» با خلق موقعیتهای مناسب که منجر به تحریک حس کنجکاوی مخاطب میشود، از سویی او را مبهوت و مجذوب داستان میکند و از سوی دیگر او را بشدت میترساند. برای مثال به موقعیتی که همهی افراد سالم مانده سعی در گریز از ساختمان دارند، توجه کنید. در این سکانس اصرار شخصیتها به فرار با اخطار پلیس مبنی بر تیراندازی در صورت خروج همراه میشود و در نتیجهی ادغام ایندو وضعیت موجب پیدایش نوعی از کنشها و واکنشهای رفتاری در میان کاراکترها میشود و همین موضوع خلق فضایی مناسب را در جهت القای حس ترس و نگرانی، نتیجه میدهد.
علاوه بر موارد فوق، نکتههای قابل ذکر دیگری از جمله تدوین مؤثر و گیرا و همچنین بازیهای قوی بازیگران نیز وجود دارد که به موفقیا فیلم کمک شایانی نمودهاند. در این میان نباید از برخی ضعفهای فیلم نیز به سادگی چشمپوشی کرد که مانع از این شدهاند که «ضبط» به اثری تمام عیار در نوع خود تبدیل شود. از جمله این ایرادات میتوان به شیوهی پایانبندی نه چندان قدرتمندانهی فیلم اشاره کرد، که فاقد استحکام ساختار کلی اثر است و به عبارتی یک سر و گردن از دیگر قسمتهای فیلم پایینتر است. از سوی دیگر باید این نکته را نیز اضافه کرد که شاید سازندگان «ضبط»، بیش از آنکه به دنبال ارائهی اثری در ژانر وحشت باشند، به نوعی خواستهاند تا تجسمی از جهان کنونی و مدرن را در قالب یک آپارتمان ارائه دهند، که ساکنان آن مدام در حال قربانی کردن یکدیگرند و در این میان افراد سالم تا زمانی که مبتلا نشدهاند قربانی محسوب میشوند و تنها زمانی میتوانند راحت زندگی کنند که همچون دیگران به ویروس ابتلا پیدا نمایند.
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
بدون دیدگاه » مارس 12th, 2009
![]()
این مدل موی برای افرادی مناسب است که دارای صورتی لاغر هستند. بلندی موها در اطراف نگه داشته شده است تا صورت شما را از حالت لاغر بودن خارج کند. مدلی کوتاه و کاملا باعث جذاب شدن شما میشود.
![]()
این مدل مو برای افرادی مناسب است که دارای صورتی کشیده هستند.
![]()
این مدل از محبوبترین مدلهای این فصل است و با استقبال بینظیری روبرو شده است به خاطر فرم و حالت چهار گوشی که دارد.
![]()
این مدل مو به افرادی توصیه میشود که دارای موهای فر هستند. زیرا هنگامی که موهای فر را کوتاه میکنیم جلوهی خوبی به افراد نمی دهد. توصیه میشود موهای خود را به این سبک کوتاه کنید.
![]()
این مدل مو مناسب افرادی است که میخواهند موهای خیلی کوتاهی داشته باشند. و دارای صورتی گرد هستند اما تمایل دارند که صورتشان کشیده به نظر آید همانند شکل که خانمی با صورتی گرد هستند اما اصلا گردی صورتشان به نظر نمیآید.
![]()
افرادی که دارای صورت مستطیلی هستند نیز میتوانند موهای خود را به صورت جدیدترین و محبوبترین مدل سال یعنی مدل چهار گوش کوتاه کنند بدون ترس از اینکه آیا این مدل به آنها میآید. این مدل باعث میشود دیگر از اینکه موهای فری دارید ناراحت نباشید.
![]()
این مدل مو برای افرادی مناسب است که پیشانی بلندی دارند و میخواهند به نوعی بلندی پیشانی خود را بپوشانند و مشخص نشود.
![]()
این مدل مو قابل استفاده برای افرادی است که در ناحیه جلوی موی خود دارای موی کمی هستند و میخواهند با این کار موهای خود را پرتر نشان دهند.
![]()
این مدل مو برای افرادی است که دوست دارند در عین اینکه موهایشان کوتاه است اما حالتی از موهای بلند را نیز داشته باشد. این مدل موی برای افرادی است که کلا دارای موهای کمی هستند.
![]()
این مدل هم کوتاهی دیگری به صورت چهار گوش است.
بدون دیدگاه » مارس 12th, 2009
*آیا می دانید برای چه از ریمل استفاده می کنیم ،آیا نحو ه ی صحیح استفاده از ریمل را می دانید ؟
ریمل ، یک روکش است و باعث پررنگ تر شدن مژه ها می شود .
* آیا می دانید چرا از ریمل استفاده می کنیم ؟
ریمل باعث جذب شدن افراد به نگاه و چشمان شما می شود .
اما چرا ریمل این خاصیت را دارد ؟
زیرا مژه ها به خودی خود دارای رنگ کم رنگی هستند ، و با زدن ریمل مژه هایتان پرو پر رنگ تر جلوه می کنند البته در بعضی از افراد استثنا ست، آنها دارای مژه های پررنگ و پری هستند .
حال نحوه ی صحیح ریمل زدن را برایتان توضیح می دهیم :
در ابتدا نگاه خود را به سمت پایین بیاندازید ، در این حالت مژه هایتان را از ریشه تا انتها با ریمل به دقت برس بکشید تا اندازه ی مژه هایتان کشیده شود . و اگر می خواهید مژه هایتان پرتر به نظر برسند این کار را دو یا سه بار انجام دهید ، نه بیشتر زیرا در صورت استفاده زیاد مژه هایتان به داخل یکدیگر می روند و شکل زیبایی را به شما نمی بخشد .
به یاد داشته باشید که برس کشیدن به مژه هایتان باید به سمت بالا و خارج باشد تا نگاه شما در دیگران اثر کند و آنها جذب شما شوند . و اجازه دهید تا ریمل تان از حالت خیسی خارج شده وخشک شود و بعد اگر کارهای دیگری را که مد نظر دارید بر روی چشمانتان انجام دهید .
برای اینکه چشمانی مانند یک غزال داشته باشید توصیه می کنیم که قسمت بیرونی چشمتان را با ریمل بیشتری بورس بکشید .
برای اینکه یک نگاه و چشمان خاص داشته باشید توصیه می کنیم دفعه ی اول ریمل خود را با رنگ مشکی استفاده کنید ولی در دفعه ی بعدی از ریمل های رنگی استفاده کنید و ریمل رنگی را هم مثل ریمل مشکی از ریشه تا انتها بورس بکشید .
در نهایت اگر می خواهید ریمل تان باعث شود که مژه هایتان خیلی بلند شود و در ضمن حالت طبیعی خود را نیز حفظ کند ، ما به شما پیشنهاد می کنیم که قبل از استفاده از ریمل ، از فر مژه استفاده کنید و بعد ریمل خود را بکشید . همچنین ازاینکه برس ریمل را چند بار پشت سر هم بکشید خودداری کنید ، معولا مدتی که می توان از یک ریمل استفاده کرد چهار ماه است و بعد از آن ریمل خشک می شود و باید آن را دور انداخت .
اجازه ندهید که دیگران از ریمل شما استفاده کنند زیرا به این ترتیب میکروب و ویروس وارد ریمل شما می شود ، به هنگام آرایش حتما نکات بهداشتی را رعایت فرمائید .
اما باید از چه نوع ریملی استفاده کرد ؟
ریمل های حجم دهنده ، ریمل های بلند کننده مژه ها ، ریمل هایی که دارای مژه خورده در درونشان هستند و … کدام بهتر است ؟
حال توصیه ی ما :
افرادی که دارای مژه های کوتاهی هستند بهتر است از ریمل های بلند کننده مژه استفاده کنند و افرادی که دارای مژه های ضعیفی هستند ، بهتر است از ریمل های استفاده کنند که دارای مژه خورده هستند و افرادی که دارای مژه های کم رنگی هستند بهتر است از ریمل های حجم دهنده استفاده کنند.
برای اینکه ریملی که استفاده می کنید تا چند ساعت در روز ماندگاری داشته باشد بهتر است از ریمل های ضد آب استفاده کنید و این ریمل ها بخصوص در تابستان خیلی موثر هستند زیرا در تابستان به علت گرمی هوا انسان عرق می کند و همزمان با آن باعث می شود که ریمل شما نیز به سمت پایین سرازیر شود و بریزد .
افرادی که به ریمل دارای آلرژی هستند و یا حساسیت های چشمی هستند ولی با این حال مایل هستند که از ریمل استفاده کنند بهتر است ریمل های مخصوص این عارضه را خریداری کنند . ریملهایی که دارای دو سر هستند برای اینکه چشمان شما حالتی زیباتر به خود بگیرد استفاده میشود .یک سر این ریملها مایع سفید رنگ دارد که هم محافظت کننده مژه ها از خشک شدن و شکننده شدن است و هم تقویت کننده و سر دیگر حاوی مایع ریمل است.
اما چه رنگی را برای ریمل خود استفاده کنیم ؟ آبی ، سبز ، بنفش و … چه رنگی ؟
این که شما چه رنگی را انتخاب می کنید به عوامل زیادی بستگی دارد ، به رنگ چشمانتان ، پوستتان ، رنگ لباستان ، همچنین به رنگی که در آن زمان و در برحه ی زمانی خاص مد است . پس می بینید که عوامل متعددی در این انتخاب نقش دارند . ولی مشکی رنگی که همیشه مورد تمایل همه بوده است و در اکثر موارد فقط این رنگ ریمل دیده می شود ، زیرا رنگ مشکی ریمل به همه ی صورت ها می آید .
برای اینکه یک نگاه خاص به خود ببخشید ، توصیه می کنیم که با رنگ ها بازی کنید ، اما چطور ؟
اگر چشمانی سبز دارید بهتر است از ریملی با رنگ چشمان خودتان یعنی سبز و یا رنگ بنفش استفاده کنید . چشمان آبی و یا خاکستری بهتر است از ریمل های هم رنگ چشمانشان یعنی قهوه ای ، و آبی و یا آبی های پر رنگ مثل آبی نفتی و یا بنفش استفاده کنند. و افرادی که دارای چشمان قهوه ای و یا مشکی هستند بهتر است از ریمل سبز ،آبی و یا قهوه ای استفاده کنند . البته این موضوع را دوباره متذکر می شویم که تمام افراد با هر رنگی که چشمانشان دارد می توانند از ریملی با رنگ مشکی استفاده کنند .
تهیه و ترجمه:گروه سبک زندگی سیمرغ
بدون دیدگاه » مارس 12th, 2009
سیمرغ در مقالاتی سعی دارد تا با تقسیم بندی بر اساس رنگ پوست و رنگ چشم شما را در جهت آرایشی برازنده ومطلوب یاری دهد ،در این شماره با آرایش پوست سفید وچشم قهوه ای با ما همراه باشید:
پوستهای سفید/چشمهای قهوه ای
1-با توجه به اینکه برای شروع هر آرایش ابتدا به آماده سازی پوست صورت نیاز می باشد بنا بر این با توجه به سفیدی پوست بهتر است بعد از استفاده از ضد آفتابتان که هم می تواند برای این نوع پوست، رنگی و یا معمولی باشد ،از کرم پودر یا پنکیک هایی استفاده شود که به رنگ هلویی متوسط بوده تا با ترکیب سفیدی زیر ساخت پوست شما به چهره تان رنگ صورتی ملایمی که زیاد هم با رنگ اصلی شما تناقض نداشته باشد را بدهد.
![]()
2-معمولا سفیدی زیاد پوست با رنگ چشمان قهوه ای به خصوص قهوه ای روشن کمی چهره را بی روح وسرد نشان می دهد پس برای جذابیت بیشتر چهره می توان چشمهای قهوه ای را به سه روش مطلوب آرایش کرد:
الف)روش اول تنها یک خط چشم مشکی نازک در پشت چشمها بکشید و مژه های پلک بالا را با ریمل کاملا پر کنید یا از مژه مصنوعی استفاده نمایید و زیر چشم را خط چشمی نسبتا پهن با مداد قهوه ای کشیده و تا دنباله ی خط پشت چشم ادامه دهید که بلند بودن ادامه ی آن بستگی به نوع چشم وسلیقه ی شما دارد اما رنگ آمیزی آن بدین صورت جذابیت خاصی به چهره خواهد داد.در این نوع آرایش رنگ چشم شما روشن تر وبراق تر دیده خواهد شد.
![]()
ب)روش دوم بدین صورت است که ابتدا با یک مداد یا سایه ی قهوه ای که کمی هم تن قرمزی داشته باشد خط پهنی در پشت چشمها کشیده و آن را تا نیمه های پلک پخش کنید تا کمی محو شود و مثل یک سایه ی ملایم قهوه ای عمل کند. سپس یک خط چشم مشکی نسبتا پهنی تا انتهای چشم بکشید و در زیر چشم نیز به دلخواه ،هم می توانید با همین مداد قهوه ای خط ظریف و باریکی در لابه لای مژه ها بکشید و هم همینطور ساده و بدون خط چشم باشید و سپس تنها مژه های پلک بالا را از ریمل پر کنید یا با مژه مصنوعی به آن فرم ریبایی بدهید.در این روش نیز چشمهای شما به رنگ عسلی نزدیک خواهد شد.
ج)روش سوم که چشمهای شما را بیشتر به رنگ قهوه ای تیره و مشکی نزدیک می کند بدین صورت است که پشت و زیر چشمها ، خط چشم مشکی کشیده تا در انتها و دنباله ی چشمها به سمت بالا به هم برسند و پلکهای بالا و پایین هر دو ریمل زده شود . داخل چشم را هم می توانید با مداد سیاه پر کنید و هم بسته به رنگ لباس و رژ لب از مداد هم رنگ آنها بکشید.
![]()
3-نوع رنگ آمیزی سایه در چشمهای قهوه ای با پوست سفید را هم می توان متضاد با رنگ چشمها با رنگ لباس هماهنگ کرده و از رنگهای شاد و گرم به ترتیب روشنی تا تیرگی آنها استفاده کرد و هم بر اساس مشکی یا سفید بودن لباس از زیر ساخت کرم ،زرد و طلایی استفاده کرده و کم کم به رنگ مسی متمایل ساخت.
![]()
![]()
4-رژ گونه ها را از رنگهای قهوه ای بسیار روشن و آجری رنگ که تن قرمزی و نارنجی هم حتما داشته باشد انتخاب کرده و پس از زدن بر روی گونه ها با استفاده از پنکیکتان آنها را کمی محو نمایید.
![]()
5-رژ لب را نیز ابتدا با توجه به رنگ لباستان که البته نه دقیقا هم رنگ آن بلکه با کمی تفاوت کمرنگ یا پر رنگ تر بودن در نظر بگیرید و باز در صورت مشکی یا سفید بودن لباس با توجه به پوست سفیدی که دارید با کشیدن خط لب مسی پر رنگ یا قهوه ای دارای تن قرمزی بر روی لب و پخش کردن آن روی لبها جهت ماندگاری بیشتر،از رژهای براق مسی کمرنگ یا شکلاتی و گلبه ای روشن استفاده نمایید.
![]()
« همه ی چهره ها منظر زیبای خداوندند »
تهیه وتدوین:گروه سبک زندگی سیمرغ – زهرا پهلوان زاده
بدون دیدگاه » مارس 12th, 2009
| د | س | چ | پ | ج | ش | ی |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « Feb | Sep » | |||||
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
| 30 | 31 | |||||