دسته 'مطالب خواندنی'

English : I Love You
Persian : To ra doost daram
Italian : Ti amo
German : Ich liebe Dich
Turkish : Seni Seviyurum
French : Je t’aime
Greek : S’ayapo
Spanish : Te quiero
Hindi : Mai tumase pyre karati hun
Arabic : Ana Behibak
Iranian : Man doosat daram
Japanese : Kimi o ai shiteru
Yugoslavian : Ya te volim
Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida
Russian : Ya vas liubliu
Romanian : Te iu besc
Vietnamese : Em ye^ Ha eh bak
Syrian/lebanese : Bhebbek
Swiss-German : Ch’ha di ga”rn
Swedish : Jag a”Iskar dig
Africans : Ek het jou li
بدون دیدگاه » مارس 10th, 2009

یک سقا در هند، دو کوزه بزرگ داشت که آنها را به دو سر میله ای آویزان می کرد و روی شانه هایش می گذاشت. در یکی از کوزه ها ترک کوچکی وجود داشت. بنابراین، کوزه سالم همیشه حداکثر مقدار آب را از رودخانه به خانه ارباب می رساند، ولی کوزه شکسته تنها نصف این مقدار را حمل می کرد.
به مدت دو سال، این کار هر روز ادامه داشت و سقا فقط یک کوزه و نیم آب را به خانه ارباب می رساند. کوزه سالم به موفقیت خودش افتخار می کرد؛ موفقیت در رسیدن به هدفی که به منظور آن ساخته شده بود. اما کوزه شکسته بیچاره از نقص خود شرمنده بود و از اینکه تنها می توانست نیمی از کار خود را انجام دهد، ناراحت بود. بعد از دو سال، روزی در کنار رودخانه، کوزه شکسته به سقا گفت:” من از خودم شرمنده ام و می خواهم از تو معذرت خواهی کنم.” سقا پرسید:” چه می گویی؟ از چه چیزی شرمنده هستی؟” کوزه گفت:” در این دو سال من تنها توانسته ام نیمی از کاری را که باید، انجام دهم. چون ترکی که در من وجود داشت، باعث نشتی آب در راه بازگشت به خانه اربابت می شد. به همین خاطر، تو با همه تلاشی که کردی، به نتیجه مطلوب نرسیدی.”
سقا دلش برای کوزه شکسته سوخت و با همدردی گفت:” از تو می خواهم در مسیر بازگشت به خانه ارباب، به گلهای زیبای کنار راه توجه کنی.”
در حین بالا رفتن از تپه، کوزه شکسته، خورشید را نگاه کرد که چگونه گلهای کنار جاده را گرما می بخشدو این موضوع، او را کمی شاد کرد. اما در پایان راه باز هم احساس ناراحتی می کرد. چون باز هم نیمی از آب، نشت کرده بود. برای همین دوباره از صاحبش عذرخواهی کرد. سقا گفت:” من از ترک تو خبر داشتم و از آن استفاده کردم. من در کناره راه،گلهایی کاشتم که هر روز وقتی از رودخانه برمی گشتیم، تو به آنها آب داده ای. برای مدت دو سال، من با این گلها خانه اربابم را تزیین کرده ام. بی وجود تو، خانه ارباب تا این حد زیبانمی شد.”
بدون دیدگاه » مارس 10th, 2009
سهراب سپهری در 15 مهر ماه 1307 در شهر کاشان به دنیا آمد. پدرش اسدالله سپهری کارمند اداره
پست و تلگراف بود و هنگامی که سهراب نوجوان بود پدرش از دو پا فلج شد. با این حال به هنر و ادب
علاقه ای وافر داشت. نقاشی می کرد، تار می ساخت و خط خوبی هم داشت.
سپهری در سال های نوجوانی پدرش را از دست داد و در یکی از شعرهای دوره جوانی از پدرش یاد کرده
است (خیال پدر) یکسال بعد از مرگ او سروده است:
در عالم خیال به چشم آمدم پدر
کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود
دستی کشیده بر سر رویم به لطف و مهر
یک سال می گذشت، پسر را ندیده بود
مادر سپهری فروغ ایران سپهری بود. او بعد از فوت شوهرش، سرپرستی سهراب را به عهده گرفت و
سپهری او را بسیار دوست می داشت.
دوره کودکی سپهری در کاشان گذشت. سهراب دوره شش ساله ابتدایی را در دبستان خیام این شهر
گذرانید.
سپهری دانش آموزی منظم و درس خوان بود و درس ادبیات را دوست داشت و به خوش نویسی علاقه
مند بود.
سپهری در سال های کودکی شعر هم می گفت، یک روز که به علت بیماری در خانه مانده و به مدرسه
نرفته بود با ذهن کودکانه اش نوشت:
ز جمعه تا سه شنبه خفته نالان
نکردم هیچ یادی از دبستان
ز درد دل شب و روزم گرفتار
ندارم من دمی از درد آرام
در مهرماه 1319 سپهری به دوره دبیرستان قدم گذارد و در خرداد ماه 1326 آن را به پایان رساند.
سهراب از سال چهارم دبیرستان به دانش سرا رفت و در آذر ماه 1325 یعنی اندکی بیش از یک سال بعد
از به پایان رساندن دوره دو ساله دانش سرای مقدماتی به استخدام اداره فرهنگ کاشان
(اداره آموزش و پرورش) در آمد و تا شهریور 1327 در این اداره ماند.
در این هنگام در امتحانات ادبیات شرکت کرد و دیپلم کامل دوره دبیرستان را نیز گرفت.
سال بعد او به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت. وقتی که در این دانشکده بود، نخستین دفتر
شعرهایش را چاپ کرد و مشفق کاشانی با دیدن شعرهای سپهری پیش بینی کرد که او در آینده آثار
ارزشمندی به ادبیات ایران هدیه خواهد داد.
اولین کتاب سپهری با نام “مرگ رنگ” در تهران منتشر شد که به سبک نیما یوشیج بود.
سپهری دومین مجموعه شعر خود را با نام “زندگی خواب ها” در سال 1332 سرود و در همین سال بود
که دوره لیسانس نقاشی را در دانشکده هنرهای زیبا با رتبه اول و دریافت نشان اول علمی به پایان
رساند.
از سال 1332 به بعد، زندگی سپهری در گشت و گذار و مطالعه نقاشی و حکاکی در پاریس، رم و هند و
شرکت در نمایشگاه ها و آموختن و تدریس نقاشی گذشت، تا جایی که بعضی او را “شاعری نقاش“
خوانده اند و بعضی دیگر “نقاشی شاعر“.
سهراب در سال 1337 دو کتاب “آوار آفتاب” و “شرق انده” را آماده چاپ کرد ولی موفق به چاپ آنها نشد و
سرانجام در سال 1340 این دو کتاب به انضمام “زندگی خواب ها” زیر عنوان “آوار کتاب” منتشر شد.
در این کتاب می توان به جلوه های زبان خاص سپهری برخورد کرد و همچنین شور و شوق آمیختگی با
طبیعت را- که در شعرهای بعدی کاملاً واضح می شود- بیشتر دید.
در “شرق اندوه” سپهری از هر نظر تحت تاثیر غزلیات مولوی است و شعرهای این مجموعه همه شادمانه
و شورانگیزند.
دو شعر بلند “صدای پای آب” و “مسافر” پنجمین و ششمین کتاب های او هستند.
شهرت سپهری از سال 1344 و با انتشار شعر بلند “صدای پای آب” آغاز شد. در “صدای پای آب” است که
محتوای ویژه ی شعر سپهری فرمش را می یابد. فرم و محتوای شعر سپهری، از “صدای پای آب” به بعد
به هماهنگی می رسند.
“صدای پای آب”، کنایه از صدای پای مسافری در سفر زندگی است.
این شعر که روز به روز بر شهرت و محبوبیت او افزود، اولین بار در فصلنامه ی آرش در آبان همان سال
منتشر شد.
سپهری که تمام عمرش را به دور از جنجال روزنامه ها و مجلات و فقط با دوستان اندک و تنهایی خود می
زیست و بدین سبب از طرف نشریات جدی گرفته نشده بود، در سال 1345 با انتشار شعر بلند “مسافر“
که یکی از درخشان ترین شعرهای فارسی است، بزرگی و شاعری اش را بر نشریات تحمیل کرد.
“مسافر” تأمل و سیر و سفر شاعر است در فلسفه ی زندگی.
“جحم سبز” هفتمین مجموعه شعری سپهری و کامل ترین آنها است.
“حجم سبز” پایان آخرین جستجوی های سپهری در شعر “مسافر” اوست. گویی پاسخ همه پرسش ها
را یافته و به همه حقایق رسیده است.
شاعر دیگر منتظر مژده دهندگان نمی ماند بلکه خود قصد می کند که بیاید و پیام آورد:
روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد …
هشتمین و آخرین مجموعه شعری سهراب سپهری “ما هیچ، ما نگاه” است.
در این کتاب بر خلاف مجموعه“حجم سبز” و دو شعر بلند “صدای پای آب” و “مسافر” شاعر روی به یأس
دارد. اما یأسی که جز از حوزه ذهن رنگین سپهری بیرون نمی تراود.
سپهری در سال 1355 تمام هشت دفتر و منظومه خود را در “هشت کتاب” گرد آورد.
“هشت کتاب” نموداری تمام از سیر معنوی شاعر جویای حقیقت است، از اعتراضات سیاسی تا شور
جست و جو و ره سپردن در عرفانی زمینی.
“هشت کتاب” یکی از اثر گذارترین و محبوب ترین مچموعه ها، در تاریخ شعر نو ایران است.
سپهری در سال 1357 به بیماری سرطان خون مبتلا شد و در سال 1358 برای درمان به انگلستان رفت،
اما بیماری بسیار پیشرفت کرده بود و سرانجام در اول اردیبهشت ماه 1359 ، سهراب سپهری به ابدیت
پیوست.
نخست قرار بود که طبق خواست خودش او را در روستای“گلستانه” به خاک بسپارند، اما به پیشنهاد
یکی از دوستانش برای اینکه طغیان رود، مزارش را از بین نبرد او را در صحن “امامزاده سلطان علی“
دهستان مشهد اردهال به خاک سپردند.
نمونه ای از شعر سهراب سپهری از مجموعه “حجم سبز”
به باغ همسفران
صدا کن مرا
صدای تو خوب است.
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن میروید.
******
کسی نیست،
بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم.
بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم.
بیا زودتر چیزها را ببینیم.
ببین، عقربکهای فواره در صفحه ساعت حوض
زمان را به گردی بدل میکنند.
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشیام.
بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را.
***
مرا گرم کن
(و یکبار هم در بیابان کاشان هوا ابر شد
و باران تندی گرفت
و سردم شد، آن وقت در پشت یک سنگ،
اجاق شقایق مرا گرم کرد.)
***
در این کوچههایی که تاریک هستند
من از حاصل ضرب تردید و کبریت میترسم.
من از سطح سیمانی قرن میترسم.
بیا تا نترسم من از شهرهایی که خاک سیاشان چراگاه جرثقیل است.
مرا باز کن مثل یک در به روی هبوط گلابی در این عصر معراج پولاد.
مرا خواب کن زیر یک شاخه دور از شب اصطکاک فلزات.
اگر کاشف معدن صبح آمد، صدا کن مرا.
و من، در طلوع گل یاسی از پشت انگشتهای تو، بیدار خواهم شد.
و آن وقت حکایت کن از بمبهایی که من خواب بودم، و افتاد.
حکایت کن از گونههایی که من خواب بودم، و تر شد.
بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند.
در آن گیروداری که چرخ زرهپوش از روی رویای کودک گذر داشت
قناری نخ زرد آواز خود را به پای چه احساس آسایشی بست.
بگو در بنادر چه اجناس معصومی از راه وارد شد.
چه علمی به موسیقی مثبت بوی باروت پی برد.
چه ادراکی از طعم مجهول نان در مذاق رسالت تراوید.
***
و آن وقت من، مثل ایمانی از تابش “استوا” گرم،
تو را در سرآغاز یک باغ خواهم نشانید. ~~
بدون دیدگاه » مارس 10th, 2009
دو دوست در بيابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا كردند. يكي به ديگري سيلي زد. دوستي كه صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هيچ حرفي روي شن نوشت: « امروز بهترين دوستم مرا سيلي زد».
آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه اي رسيدند و تصميم گرفتند حمام كنند.
ناگهان دوست سيلي خورده به حال غرق شدن افتاد. اما دوستش او را نجات داد.
او بر روي سنگ نوشت:« امروز بهترين دوستم زندگيم را نجات داد .»
دوستي كه او را سيلي زده و نجات داده بود پرسيد:« چرا وقتي سيلي ات زدم ،بر روي شن و حالا بر روي سنگ نوشتي ؟» دوستش پاسخ داد :«وقتي دوستي تو را ناراحت مي كند بايد آن را بر روي شن بنويسي تا بادهاي بخشش آن را پاك كند. ولي وقتي به تو خوبي مي كند بايد آن را روي سنگ حك كني تا هيچ بادي آن را پاك نكند.»
بدون دیدگاه » مارس 10th, 2009
داستان درباره كوهنوردي ست كه مي خواست بلندترين قله را فتح كند .بالاخره بعد از سالها آماده سازي خود،ماجراجو يي اش را آغاز كرد.اما از آنجايي كه آوازه ي فتح قله را فقط براي خود مي خواست تصميم گرفت به تنهايي از قله بالا برود.
او شروع به بالا رفتن از قله كرد ،اما دير وقت بود و به جاي چادر زدن همچنان به بالا رفتن ادامه داد، تا اينكه هوا تاريك تاريك شد.
سياهي شب بر كوهها سايه افكنده بود وكوهنورد قادر به ديدن چيزي نبود . همه جا تاريك بود .ماه و ستاره ها پشت ابر گم شده بودند و او هيچ چيز نمي ديد .
در حال بالا رفتن بود ،فقط چند قدمي با قله فاصله داشت كه پايش لغزيد و با شتاب تندي به پايين پرتاب شد .در حال سقوط فقط نقطه هاي سياهي مي ديد و به طرز وحشتناكي حس مي كرد جاذبه ي زمين او را در خود فرو مي برد . همچنان در حال سقوط بود … و در آن لحظات پر از وحشت تمامي وقايع خوب وبد زندگي به ذهن او هجوم مي آورند.
ناگهان درست در لحظه اي كه مرگ خود را نزديك مي ديد حس كرد طنابي كه به دور كمرش بسته شده ، او را به شدت مي كشد
ميان آسمان و زمين معلق بود … فقط طناب بود كه او را نگه داشته بود و در آن سكوت هيچ راه ديگري نداشت جز اينكه فرياد بزند : خدايا كمكم كن …
ناگهان صدايي از دل آسمان پاسخ داد از من چه مي خواهي ؟
- خدايا نجاتم بده
- آيا يقين داري كه مي توانم تو را نجات دهم ؟
- بله باور دارم كه مي تواني
- پس طنابي را به كمرت بسته شده قطع كن …
لحظه اي در سكوت سپري شد و كوهنورد تصميم گرفت با تمام توان اش طناب را بچسبد .
فرداي آن روز گروه نجات گزارش دادند كه جسد يخ زده كوهنوردي پيدا شده … در حالي كه از طنابي آويزان بوده و دستهايش طناب را محكم چسبيده بودند ، فقط چند قدم بالاتر از سطح زمين …
و شما چطور ؟ چقدر طنابتان را محكم چسبيده ايد ؟ آيا ميتوانيد رهايش كنيد ؟
درباره ي تدبير خدا شك نكنيد . هيچ گاه نگوئيد او مرا
فراموش يا رها كرده است . و به ياد داشته باشيد كه او هميشه با دست راست
خود شما را در آغوش دارد
بدون دیدگاه » مارس 10th, 2009
با ارزوي 12 ماه شادي 52 هفته خنده 365 روز سلامتي 8760ساعت عشق 525600دقيقه برکت 315300ثانيه دوستي سال نو پيشاپيش مبارک
اس ام اس سال نو ، اس ام اس سال 87 ، اس ام اس عید نوروز سال 1387. اس ام اس عید. اس ام اس نوروز ، اس ام اس جدید نوروز 87
لحظه اي که سال تحويل ميشه … تنها لحظه ايه که بي منت به من لبخند ميزني … کاش هر ثانيه براي من سال تحويل باشه تا لبخند هميشه مهمون لباي سرخت بمونه… سال نو مبارک گلم
اس ام اس سال تحویل. اس ام اس لحظه ی سال تحویل. ، اس ام اس آخر سال ، اس ام اس سال 1387 ، اس ام اس عید 1387
باز باران با ترانه مي خورد بر بام خانه آمد آن روز باراني گفت كه آمد روز عيد گفت هر لحظه تنها مانده در اين شب رويايي گفت كه شايد دل عيد شده اسير باز بهار آمد در اين خانه ي تنهاي ما همه گفتيم عيد آمد بوي بهار آمد(ببخشيد كه كمي گيج شديم منظور همان عيد شما مبارك است)
زیبا ترین اس ام اس عید نوروز. اس ام اس عیدی. اس ام اس نوروزی دست اول و جدید ، اس ام اس زیبا برای نوروز 1387 ، اس ام اس نوروز 87 ، اس ام اس عید
آسمان را می خواهم برای عبور ، جاده باریکست …..
.
.
.
ماه را می خواهم برای نور ، راه تاریکست ……
.
.
.
تورو می خواهم برای نظافت ، عید نزدیکست …..
==== امیدوارم سال خوبی داشته باشد ====
اس ام اس سرکاری عید. اس ام اس خنده دار عید. اس ام اس تبریک نوروز 87 ، اس ام اس عیدی ، اس ام اس سال تحویل ، اس ام اس ویژه عید
این اس ام اس رو تا 10 روز دیگه نخون
.
.
.
.
.
نرو پایین
.
.
.
.
هی عمو !!!
.
.
.
.
بیخیال شو
.
.
.
.
.
یادت باشه اولین کسی که سال نو رو بهت تبریک گفت من بودم
اس ام اس چهارشنبه سوری. اس ام اس برای چهارشنبه ی آخر سال. اس ام اس خنده دار چهارشنبه سوری. اس ام اس جدید برای چهارشنبه سوری. جدیدترین اس ام اس چهارشنبه سوری. زیبا ترین اس ام اس چهارشنبه سوری آخر سال
چهارشنبه سوری نزدیکه.یه وقت نری از رو آتیش بپری.آخه تجربه ثابت کرده اگه جیگر بره رو آتیش کباب میشه.
اس ام اس تبریک سال نو. اس ام اس تبریک عید. اس ام اس تبریک نوروز ، اسمس نوروز 87 ، اس امس عید نوروز سال 1387
به علت نبودن چرت و پرت از هم اکنون سال نو را به شما تبریک عرض مینماییم..
.
.
.
.
.
.
از طرف انجمن بیکاران اس ام اس باز ایران
اس ام اس سیزده به در. اس ام اس خنده دار برای عید. اس ام اس خنده دار نوروز ، اس ام اس سیزده به در 1387 ، اس ام اس نوروزی 87
نرم نرمک می رسد اینک بهار، خوش بحال روزگار، خوش بحال چشمه ها و دشت ها، خوش بحال دانه ها و سبزه ها، خوش بحال غنچه های نیمه باز
Sms عید .sms نوروز. Sms سال نو. اس ام اس سال 87. اس ام اس فروردین 87 SMS norooz 87 , SMS norouz 1387 , SMS noroz 1387
خواستم برات سبزه عید بفرستم…
گفتم شاید طاقت نیاری و تا عید بخوریش…
اس ام اس هفت سین. اس ام اس تبریک سال 87 ، اس ام اس سرکاری عید نوروز ، اس ام اس سرکاری نوروز 1387 ، اس ام اس سرکاری عید
اين بار مي خواهم هفت سين عيد را با ياد تو بچينم
سبزه را با ياد روي سبزه ات
سمنو به ياد شيريني لبخندت
سايه دانه به رنگ چشم هايت
سرکه با ياد ترشي مهربانيت
سيب با ياد ترديه گونه هايت
سکه با ياد درخشش قلبت
سير با ياد تندي کلامت
با همه خوبي ها و بدي هايت … دوستت دارم
اس ام اس قشنگ برای عید. اس ام اس زیبا برای عید ، جمله زیبا برای تبریک عید نوروز سال 1387 ، اس ام اس تبریک سال 1387
salamat
saadat
siadat
soror
sarvari
sabzi va
saezendegi
haft sine zendegiat bad
omidvaram sale khobi dashte bashid
NOROZ MOBARAK
اس ام اس چهارشنبه سوری. اس ام اس برای چهارشنبه ی آخر سال. اس ام اس خنده دار چهارشنبه سوری. اس ام اس جدید برای چهارشنبه سوری. جدیدترین اس ام اس چهارشنبه سوری. زیبا ترین اس ام اس چهارشنبه سوری
Buye baran, buye sabze, buye khak; shakhehaye shoste, baran khorde, pak; asemane abi o abre sepid, barg haye sabze bid; atre narges, raghse bad; naghmeye shoghe prastuhaye shad,khalvate garme kabutarhaye mast,narm narmak miresad inak bahar,khosh behal ruzegar …. “NOROZ” .MOBARAK. HAMID.GHALAKHANI
اس ام اس چهارشنبه سوری. اس ام اس برای چهارشنبه ی آخر سال. اس ام اس خنده دار چهارشنبه سوری. اس ام اس جدید برای چهارشنبه سوری. جدیدترین اس ام اس چهارشنبه سوری. زیبا ترین اس ام اس چهارشنبه سوری
بهار بهترين بهانه براي اغاز واغاز بهترين بهانه براي زيستن
آغاز بهار بر شما مبارک
زیبا ترین اس ام اس عید نوروز. اس ام اس عیدی. اس ام اس نوروزی دست اول و جدید ، اس ام اس بهار ، اس ام اس فروردین 87 ، اس ام اس بهار و نوروز 87
خبر داري تو ايران يه بحث داغ تو بورسه !
.
.
.
نه بابا جزايري رو نميگم
.
.
.
.
سرکاري چيه ! باور کن اينبار سرکاري نيست !
.
.
.
.
احمدي نژاد کدومه بابا ! … اينو نميخوام بگم که …
.
.
.
دوستت دارم کجا بود ! مگه ديوونه شدم ؟
.
.
.
.
سال نو مبارک ! … الان تنها خبر جديد همينه ! جيگر ! سال نوي خوبي داشته باشي !
زیبا ترین اس ام اس عید نوروز. اس ام اس عیدی. اس ام اس نوروزی دست اول و جدید ، اس ام اس سرکاری عید 87
بهار میاد همه چی رو تازه میکنه.سال،ماه،روزها رو،هوا و طبیعت ولی فقط یه چیزو کهنه میکنه که به همه ی تازگی می ارزه—سال نو مبارک
Sms تبریک سال نو. اس ام اس جدید و زیبا برای عید ، اس ام اس زیبا برای تبریک سال نو 1387 ، اس ام اس تبریک
میدونم اگه بگم سال نو مبارک حالت از شنیدن این جمله کلیشه ای بهم می خوره. پس سال نو مبارک!
New sms برای عید. Sms برای عید. Sms برای سال نو ، اس ام اس عیدی ، اس ام اس نوروزی ، اس ام اس توپ نوروز ، اس ام اس باحال نوروز 1387 ، نوروز 87
امروز دو نفر از من آدرس و شماره تورو از من میخاستن منم بهشون دادم یکیشون خوشبختی و اون یکی سعادت
سال 88 میاد سراغت
سری اول اس ام اس های سال 87 ، اس ام اس سال 1387 ، اس ام اس جدید سال نو ، اس ام اس خیلی جدید سال نو ، جدید ترین اس ام اس های عید
مثل ماهی زنده مثل سبزه زیبا مثل سمنو شیرین مثل سمبل خوشبو مثل سیب خوشرنگ و مثل سکه با ارزش باشید
بدون دیدگاه » مارس 10th, 2009
–
“بهار” بهترین بهانه برای آغاز و “آغاز” بهترین بهانه برای زیستن است.
http://lolz.mihanblog.com/Post-205.ASPX
–
باز هم بهانه ای برای شاد شدن از راه رسید؛ فصل خنده مبارک!
http://lolz.mihanblog.com/Post-205.ASPX
–
سلامت… سعادت… سیادت… سرور… سروری… سبزی و سر زندگی… هفت سین سفره زندگیتان باد.
http://lolz.mihanblog.com/Post-205.ASPX
–
برخیز که باد صبح نوروز / در باغچه ای کند گل افشان / خاموشی بلبلان مشتاق / در موسم گل ندارد امکان.
http://lolz.mihanblog.com/Post-205.ASPX
–
آن روز که امید را نا امید، شادی را به غمگین و نور را به تاریکی هدیه می کنیم، عید است.
http://lolz.mihanblog.com/Post-205.ASPX
–
زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی / از این باد از مدد خواهی، چراغ دل برافروزی…
http://lolz.mihanblog.com/Post-205.ASPX
–
به علت کسری اس ام اس جدید برای ارسال، پیشاپیش نوروز 1388 را تبریک می گوییم.
انجمن صنفی بیکاران اس ام اس فرست!
http://lolz.mihanblog.com/Post-205.ASPX
–
1
…
2
…
3
…
4
…..
BOOM….
…
عیدت مبارک!
–
http://lolz.mihanblog.com/Post-205.ASPX
باز هم بهانه ای دیگر… شاد، پیروز و سربلند باشی… عیدت مبارک!
–
http://lolz.mihanblog.com/Post-205.ASPX
خنده بر لب… شوق در دل… غم ها دور… سلامتی همراه… وصل ها نزدیک… مهربونی ها سبز… کینه ها بر باد… همچو طبیعت نو شویم… شادی هدیه دهیم…
–
http://lolz.mihanblog.com/Post-205.ASPX
چند سال و چند عید باید از عمر تو بگذره تا آدم بشی؟… عزیزم! یک سال از عمرت گذشت، ولی باز تو همونی که بودی… یک گل دوست داشتنی هستی، بهار گل ها مبارک!
–
http://lolz.mihanblog.com/Post-205.ASPX
امروز روز ملی گل هاست… روزت مبارک… اینو برای همه گلهای دنیا که عطرشونو دوست داری، بفرست..
–
http://lolz.mihanblog.com/Post-205.ASPX
طبق قانون بقای شادی، هیچ شادی از بین نمی ره، فقط از دلی به دلی دیگر جا به جا می شه!
–
http://lolz.mihanblog.com/Post-205.ASPX
امیدوارم توی سال جدید، موتور آرزوهات پنچر نشه!
–
http://lolz.mihanblog.com/Post-205.ASPX
با تبریک سال نو خدمت مجردهای گرامی! دستگاه “سبزه گره زنی” با قابلیت 90 گره در ثانیه، پیش فروش می شود!
–
http://lolz.mihanblog.com/Post-205.ASPX
//////8//////…
اینها سبزه 13 بدره! اون وسطی رو برای رسیدن تو به آرزوهات گره زدم…
–
http://lolz.mihanblog.com/Post-205.ASPX
امیدواریم عید با بوسه هایش ، بهار با گلهایش و سال نو
با امیدهایش برتو ای عزیز ترین مبارک باشد.
–
http://lolz.mihanblog.com/Post-205.ASPX
باز كن پنجره را
كه بهاران آمد
كه شكفته گل سرخ
به گلستان آمد
سال نو مبارک
–
http://lolz.mihanblog.com/Post-205.ASPX
بهار یک نقطه دارد نقطه آغاز
بهار زندگیتان بی انتها باد
سال نو مبارک
بدون دیدگاه » مارس 10th, 2009
هفت سین اصلی :
سبزه : نماد نوزایی (تولد دوباره)
سیب : نماد زیبایی و تندرستی
سمنو : نماد فراوانی(برکت)
سیر : نماد پزشکی و سلامتی (درمان یا طب)
سنجد : نماد عشق
سکه : نماد دارایی و ثروت
سرکه : نماد شکیبایی و عمر
::
سین های دیگر :
سماغ : سنبل : سوسن : سبزی : سنگک : سپند : سیاهدانه
::
دیگر اقلام
کتاب : به نشانه تمدن و خردورزی : حافظ و شاهنامه و ( مسلمانان معمولا قرآن را انتخاب می کنند )
آينه و یک جفت شمعدان اصیل ایرانی
ماهی سرخ ( ماهی قرمز که البته امسال تحریم شده )
تخم مرغ رنگی
کاسهای از آب که پرتقالی در آن غوطهور است ( به نشانه زمین در فضا )
یک شیرینی ایرانی ( مانند باقلوا ، شیرینی آردنخودچی ، … )
همچنین:
گلاب : آجیل : شکلات : گل نرگس : دیوان حافظ یا شاهنامه …
بدون دیدگاه » مارس 10th, 2009
در این جهان ابهامات و اسرار زیادی وجود دارد و موقعیت های مختلفی هست که خارج از کنترل ماست. اما هنوز امید وجود دارد ولی این آخرین نقطه ای است که احتمالاً به آن پناه می بریم. تنها یک چیز هست که همه ما کنترل و اختیار کامل آن در دستانمان است و آن خودمان است. از اینرو، مهمترین چیزی که می توانیم یاد بگیریم، درمورد خودمان است—ازاینها گذشته، چه کس دیگری صاحب زندگی شماست غیر از خودتان؟ مارکوس آئوریلوس می گوید، “بشر در هیچ کجای دیگر محیطی به این آرامی و بی دردسر از روح خود نمی یابد.”
پس برای بهره بردن از این مزیت چه باید بکنیم؟ باید خودمان را بشناسیم. حال این ما را به سول بعدی می رساند، چطور باید اینکار را بکنیم؟
این هم سوال و هم جواب را در خود دارد. می بینید، در هر چیزی که بخواهید اطلاعات بیشتری درمورد آن پیدا کنید، فقط یک راه است که بهتر از راه های دیگر است. ببینید می توانید حدس بزنید این چه راهی است؟ یک اشاره می کنم: این از ابتدای دنیا وجود داشته و هنوز هم تنها راهی است که موثر است. در فارسی به آن “سوال” میگوییم.
سوالهای درست بپرسید و همیشه پاسخ های درست دریافت خواهید کرد.
در زیر به لیستی از سوالها اشاره می کنیم که می تواند نقطه شروع خوبی برای شما باشد. اگر برایتان مقدور است یک سررسید بخرید و هرکدام از پاسخ هایتان را زمانی یادداشت کنید که قانع شده باشید بهترین پاسخ ممکن است. تاحد ممکن پاسخ های کامل بدهید. هدف این تمرین این است که درونی ترین وجودتان هم برایتان آشکار شود. پس تا می توانید برای پاسخ دادن به هرکدام از این سوالها وقت بگذارید:
رسیدن به موفقیت با حل مشکلات
1. آیا من خوشحال هستم؟ اگر نیستم دلیل آن چیست؟
2. بزرگترین مشکلات من کدام است؟
3. از چه چیزی در زندگیم بدم می آید؟ درمورد خودم چطور؟
4. کدامیک از مشکلاتم را نادیده گرفته ام؟
5. چه چیز من را خوشحال می کند؟
6. چه کاری را می خواهم تکمیل کنم؟
7. چه چیز مانع موفقیت بیشتر من است؟
8. چطور می توانم برای حل مشکلاتم و خوشبختی بیشتر اقدام کنم؟
9. چه چیز روند زندگی من در جهتی که مورد نظرم است را تسریع می کند؟
هویت شما
10. چرا من اینجا هستم؟ همین الان.
11. کجا می خواهم بروم؟
12. چرا می خواهم به آنجا بروم؟
13. از کجا آمده ام و چطور به اینجا رسیده ام؟
14. چطور می توانم به جایی که می خواهم برسم؟ برای رسیدن به آنجا چه برنامه ای دارم؟
15. چه وقت آنرا انجام می دهم؟ آیا دلیل وجود دارد که همین الان اقدام نکنم؟
16. من چه هستم؟
17. من که هستم؟
18. خودم را به چه عنوان معرفی می کنم؟
19. من که بوده ام؟
20. آیا گذشته ام تعیین کننده آینده من است؟ یا اعمال کنونیم آن را تعیین میکند؟
امیال شما
21. با نادیده گرفتن حرفها و تصورات مردم، به چه چیز باید توجه کنم؟ چه چیز برای من اهمیت دارد؟
22. می خواهم چه داشته باشم؟
23. اگر فلان چیز را می خواهم، برای به دست آوردن آن چه باید بدهم؟
24. اگر بتوانم خودم را فردی که می خواهم باشم تبدیل کنم، دلم می خواست که باشم؟
25. برای تبدیل شدن به آن فرد از کجا باید شروع کنم؟
26. ماموریت من در زندگی چیست؟
27. برای تکمیل ماموریتم و رسیدن به آنچه که می خواهم چه کاری لازم است انجام دهم؟
28. چه چیز در رسیدن من به اهدافم کمک کننده است و چه چیز مانع کار من است؟
یافتن مفهوم از درون
29. چرا مسائل زندگی من به وضعیت کنونی هستند؟
30. چرا زندگی من به این وضعیت کنونی تبدیل شده است؟ این انتخاب چه کسی بوده است؟
31. چرا فکر، احساس و رفتار من به این شکل است؟ چه چیز من را به شکل کنونیم درآورده است؟
32. برای زنده ماندن چه باید بکنم؟ اگر چیزی را در زندگیم از دست بدهم، آیا می توانم به زندگی خود ادامه دهم؟
33. در چه شرایطی مرگ حق من نخواهد بود؟
34. اگر مرگ چیز وحشتناکی نباشد، آیا از ارزش زندگی می کاهد؟
35. اگر بتوانم سخت تر بجنگم، آیا اینکار را خواهم کرد؟ آیا محدودیت هایم را کشف کرده ام، یا در منطقه آرامش خود ساکن مانده ام و از امتحان کردن چیزهای بهتر خودداری می کنم؟
36. مهمترین عوامل در اوقاتی که بیشترین موفقیت را داشته ام چه بوده است؟
37. چرا من؟
روابط شما
38. آیا از همه روابطم راضی هستم؟ اگر اینطور نیست چه می توانم بکنم؟
39. با چه تیپ آدم هایی ترجیح می دهم کار کنم؟
40. با چه تیپ آدم هایی ترجیح می دهم صمیمت برقرار کنم؟
41. با افرادیکه تازه با آنها آشنا شده ام، چطور رفتار می کنم؟
42. به نظر من، یک دوست خوب چه مشخصاتی دارد؟
43. آیا من برای دیگران دوست خوبی هستم؟
44. بااینکه من به خوب رفتار کردن با دیگران معتقدم، آیا به آنچه دیگران درمورد من فکر میکنم اهمیت می دهم؟ چرا؟
45. آیا نظر اطرافیانم من را تغییر می دهد؟ یا این نظر من است؟
46. صرفنظر از خصوصیات بیولوژیکی، چه خصوصیتی نشانه مرد بود است؟
47. دوباره، صرفنظر از خصوصیات بیولوژیکی، چه خصوصیتی نشانه زن بودن است؟
48. صرفنظر از بلوغ جنسی، یک مرد و یک پسر چه اختلافاتی با هم دارند؟
49. تفاوت بین زن و دختر در چیست؟
50. چه چیز در مردم من را علاقه مند می کند؟ (درمورد چه چیزی دوست دارید با بقیه حرف بزنید؟)
تعیین واقعیت وجودی منحصر به فرد شما
51. برای واقعی بودن یک چیز، چطور باید باشد؟
52. واقعی چیست؟
53. چه چیزهایی غیرواقعی هستند؟
54. این چطور کار می کند؟
55. من توانایی چه دارم؟
56. محدودیت های من چیست؟
57. آیا این محدودیت ها واقعی هستند یا خیالی؟
58. ترس های من چه هستند؟
59. چرا من از این چیزها ترس دارم؟
60. نقاط قوت من کجاست؟
61. چطور آنها را به دست آورده ام؟
62. نقاط ضعف من چه هستند؟
63. چطور می توانم آنها را به نقاط قوت خود تبدیل کنم؟
64. آیا برای به دست آوردن آنچه می خواهم، حاظرم آنچه لازم است را انجام دهم؟
نتیجه گیری
حتی اگر پاسخ همه سوالها را همان لحظه ندانستید، اشکالی ندارد. مسئله مهم این است که سوال را بپرسید، و ذهن شما با تمام قدرت بیکران خود بتواند پاسخی برای شما پیدا کند. خوب درمورد هرکدام از سوالها فکر کنید و سعی نکنید زود پاسخها را سمبل کنید. باید کشف کنید که واقعاً که هستید و بعد از آن خواهید دید که اطمینان و اعتماد بیشتری به خودتان پیدا خواهید کرد. و وقتی موقعیتتان خطرناک و متزلزل شود فقط به یک چیز پناه خواهید برد: خودتان .
بدون دیدگاه » مارس 10th, 2009
امیدواریم پس از مطالعه لیست زیر، جزء افرادی باشید که از این نقاط مراقبت کافی می کنند و اهمیت آن را می دانند
1- ابرو
او انتظار ندارد که ابروهای شما همانند خودش کاملا دارای فرم باشد، اما ابروهای پر و در هم و بر هم نیز، چیزی نیست که او انتظار دیدنش را داشته باشد.
در این مورد چه کنید: اگر شما جز آن دسته از مردهایی هستید که ابروهای پری دارند، باید درست کاری را انجام دهید که خانم ها انجام می دهند: ابروهایتان را بردارید. فقط کافی است موهای بین دو ابرو را بردارید (فقط موهایی که وسط دو ابرو قرار دارند). البته اگر قصد دارید موهای بیشتری را بردارید، بهتر است نزد یک آرایشگر بروید تا او این کار را برایتان انجام دهد.
2- ناخن
دستان شما نقطه ای هستند که مطالب بسیاری در مورد نظافت و بهداشت شخصی شما را در اختیار او قرار می دهند. پس اجازه ندهید تا ناخن های چرک و کثیف شما را از دور خارج کنند.
در این مورد چه کنید: لازم نیست هر هفته مانیکور کنید تا ناخن هایتان فرم داشته باشند، بلکه فقط کافیست از داروخانه یک عدد سوهان خریداری نمایید و سختی ها و لبه های تیز آنرا صاف کنید. هیچ خانم دوست ندارد، کسی او را با ناخن های بد فرم و ناصاف در آغوش بگیرد.
3- پوست
هیچ خانمی نمی تواند از لمس کردن پوست لطیف و صاف اجتناب کند. آیا این دلیل کافی نیست تا شما را ترغیب به داشتن پوستی لطیف و شاداب نماید؟
در این مورد چه کنید: خانم ها به وسیله کرم های نرم و مرطوب کننده با خشکی پوست در سرما مبارزه می کنند، آقایون اغلب این کار را انجام نمی دهند. لازم نیست موشک هوا کنید؛ فقط یک قوطی نرم کننده (ترجیحا بدون بو) خریداری کنید و آنرا مرتبا بر روی پوست خود بمالید تا خشکی ها از بین بروند. افرادی که پوست های چربی دارند، باید نمونه هایی را خریداری کنند که بدون روغن (oil free) باشند، به این ترتیب مشکلاتان به اسانی حل خواهد شد.
4- پا
ترک پا، قارچ های موضعی، ناخن ها بلند انگشت های پا، و بوی بد آن می تواند به راحتی او را از برقراری رابطه با شما منصرف کند. متاسفانه زمانی که شما کفش هایتان را در می آورید اولین چیزی که یک خانم به آن توجه می کند، همین موارد هستند. اگر نتوانید از این قسمت پنهان بدن خود به خوبی مراقبت کنید، او ممکن است تصور می کند که توانایی مراقبت و نگهداری از سایر اعضای مخفی را نیز ندارید.
در این مورد چه کنید: اگر پودرها و پمادهای روی میز جواب نمی دهند باید با یک پزشک در این مورد مشورت کنید.
5- موی بینی/ گوش
من موی گوش و بینی یک مرد را با سبیل های بلند و نمایان یک خانم برابر می دانم. یک خانم برای از بین بردن سبیل ها، آنها را موم می اندازد، دکولوره می کند و هر کار دیگری که از دستش بر آید در این زمینه انجام می دهد. آیا شما نیز نباید همین کار را انجام دهید؟
در این مورد چه می کنید: در این قسمت یک راهنمای ساده وجود دارد که باید آنرا اجرا کنید: زمانی که موهای گوش و یا بینی آنقدر بزرگ شده باشند که از سوراخ ها بیرون بزنند، باید نسبت به کوتاه کردن آنها اقدام کنید.
6- دندان
لبخندی با دندان های درخشان تحت هر شرایطی همه چیز را به نفع شما بر می گرداند. دندان های لکه دار، زرد، و پلاک دار او را به راحتی به سمت دیگری منحرف میکند.
در این مورد چه کنید: اگر مشکلات دندان هایتان بیش از اندازه حاد شده باید، نزد دندانپزشک بروید؛ اما اگر هنوز به این مرحله نرسیده اید، بهتر است یک خمیر دندان سفید کننده و دهان شویه خریداری کنید. البته باید اشاره کنم که استفاده کردن از آنها را نیز از یاد نبرید.
7- کمر
کمر شما از مهمترین جایی است که خانمها به آن توجه زیادی دارند، اگر از دسته افرادی هستید که ورزش بدن سازی می کنید، باید بگم که خانمها از مردانی بیشتر خوششان می آید که بدنی نرمال ، طبیعی و زیبا داشته باشند – نه خیلی چاق و به صورت هفتی شکل و نه خیلی لاقر و بد اندام. (همیشه سعی کنید که دارای بدنی خوش اندام باشید
بدون دیدگاه » مارس 10th, 2009
–
در دنیاى فوتبال بازیكنان بزرگ اكثراً داراى دستمزدهاى بالا هم هستند. مجله معتبر فرانس فوتبال اخیراً با بررسى وضعیت دستمزد بازیكنان در لیگ هاى مختلف اروپایى دریافت كه در صدر این لیست كاكا بازیكن برزیلى میلان قرار دارد. پس از كاكا، هموطن او رونالدینیو كه در بارسلونا بازى مى كند حضور دارد. در این لیست كه درآمد سالیانه بازیكنان را مشخص مى كند فرانك لمپارد و جان ترى در رده هاى بعدى قرار دارند. در ادامه نام ۱۰ بازیكن اول این فهرست آمده است.
–
كاكا (میلان) ۶.۶ میلیون پوند
–
رونالدینیو (بارسلونا) ۶.۳۴ میلیون پوند
–
، فرانك لمپارد (چلسى) ۶.۰۴ میلیون پوند
–
، جان ترى (چلسى) ۶.۰۴ میلیون پوند
–
، فرناندو تورس (لیورپول) ۵.۸۶ میلیون پوند
–
، آندرى شوچنكو (چلسى) ۵.۷۷ میلیون پوند
–
، میشائیل بالاك (چلسى) ۵.۷۷ میلیون پوند
–
، كریستیانو رونالدو (منچستر یونایتد) ۵.۶۹ میلیون پوند
–
، تیه رى آنرى (بارسلونا) ۵.۶۹ میلیون پوند
–
استیون جرارد (لیورپول) ۵.۶۹ میلیون پوند.
–
بدون دیدگاه » مارس 10th, 2009
۱ – خاله
معنای لغوی: خواهر مادر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك: یك خانم مهربان و دوست داشتنی كه خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد.
غذای مورد علاقه: آش كشك.
ضرب المثل: خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز. خاله ام زائیده، خاله زام هو كشیده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه. اگه خاله ام ریش داشت، آقا داییم بود.
زیر شاخه ها: شوهر خاله: یك مرد مهربان كه پیژامه می پوشد و به ادبیات و شكار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله: همبازی دوران كودكی كه یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یكی دیگه ازدواج می كنید یا باهاش ازدواج می كنید اما عاشق یكی دیگه هستید.
مشاغل كاذب: خاله زنك بازی، خاله خانباجی.
چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.
۲- عمه
معنای لغوی: خواهر پدر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر زنی كه مادر چشم دیدنش را نداشته باشد.
نقش سمبلیك: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل: ۱- جواب همه ی فحش هایی كه می دهید. مثال: عمته… ۲- جواب همه ی محبت هایی كه می كنید. مثال: به درد عمه ات می خوره… ۳- توجیه كلیه ی بیقوارگی ها/رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی. ۴- خیلی چیزهای بدِ دیگه. از ذكر مثال معذوریم…
غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
ضرب المثل: ندارد (تخفیف به دلیل تعدد در نقش های سمبلیك).
زیر شاخه ها: شوهر عمه: یك مرد پولدار كه سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است. پسرعمه/دختر عمه: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند.
مشاغل كاذب: Match-Making
چهره های معروف: عمه لیلا.
ترجیع بند: دختر كه رسید به بیست، باید به حالش گریست. داشتن یك عمه كه در توصیفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسی های زندگی است.
۳- دایی
معنای لغوی: برادر مادر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر مردی كه پتانسیل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد.
نقش سمبلیك: یكی از معدود مردانی كه هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش درددل كرد.
غذای مورد علاقه: فسنجون.
ضرب المثل: عروس را كه مادرش تعریف كنه، برای آقا داییش خوبه. اگه خاله ام ریش داشت آقا داییم بود.
زیر شاخه ها: زن دایی: یك زن چاق و شاد كه خیلی كدبانو است و جلوی مادر قپی می آید. پسردایی/دختردایی: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی مثل یك همرزم ساپورتتان می كنند.
چهره های معروف: علی دایی، دایی جان ناپلئون.
ترجیع بند: همه چیز زیر سر این انگلیساست.
سعی كنید حتما حداقل یك دایی داشته باشید.
۴- عمو
معنای لغوی: برادر پدر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك: یكی از مردانی كه شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید كارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یكی از مردانی كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساكت شده، به فكر فرو می رود.
غذای مورد علاقه: قرمه سبزی، آبگوشت.
ضرب المثل: عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.
زیر شاخه ها: زن عمو: یك زن خوشگل كه زیاد به شما توجه نمی كند و خودش را برای مادر می گیرد، دخترعمو/پسرعمو: همبازی دوران كودكی كه اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نكنید خطر را از سر گذرانده اید.
مشاغل كاذب: بازی در قصه های ایرانی-اسلامی.
چهره های معروف: عمو زنجیرباف، عمو یادگار، عمو پورنگ.
داشتن یك عمو ی پولدار خیلی خوب است
بدون دیدگاه » مارس 10th, 2009
–
در یكی از نمایشگاههای كامپیوتری كه برگزار شده بود بیل گیتس موسس مایكروسافت و ثروتمندترین مرد جهان صنعت كامپیوتر را با صنعت اتومبیل مقایسه و ادعا كرد:
اگر تكنولوژی جنرال موتورز با سرعتی مانند سرعت پیشرفت تكنولوژی كامپیوتر پیشرفت كرده بود امروز همه ما ماشینهایی سوار میشدیم كه قیمتشان 25 دلار و مصرف بنزین آن 4 لیتر در هر 1000 مایل بود!!!
جنرال موتورز هم در جواب بیل گیتس اعلام كرد:
اگر جنرال موتورز هم مانند مایكروسافت پیشرفت كرده بود این روزها ما ماشینهایی با این مشخصات سوار میشدیم:
1- كیسه هوا( Airbag ) قبل از باز شدن در هنگام تصادف از شما میپرسید
Are you sure
2- بدون هیچ دلیلی ماشین شما در روز دو بار تصادف میكرد!
3- هر دفعه كه خطهای وسط خیابان را از نو نقاشی میكردند شما باید یك ماشین جدید میخریدید!
4- گاه و بیگاه ماشین شما در خیابانها از حركت باز میایستاد و شما چارهای جز استارت مجدد Restart نداشتید!
5- گاهی اوقات در اثر كارهایی مانند گردش به چپ ماشین شما خاموش Shot Down میشد و استارت آن نیز ار كار میافتاد. در اینگونه موارد چارهای جز نصب مجدد Reinstallنداشتید!
6- فقط یك نفر از ماشین میتوانست استفاده كند مگر اینكه با خرید ماشین مدل 95 یا NT برای آن صندلیهای بیشتری خریداری میكردید!
7- ماشینهای مكینتاش با موتور Sun بهتر – پنج بار سریعتر و راحتتر از ماشینهایمایكروسافت بودند اما تنها در 5 درصد جادهها میشد این ماشین ها را یافت!
8- چراغهای اخطار وضعیت بنزین، روغن و آب با یك چراغ General Fault تعویض میشدند!
9- صندلیهای جدید همه را مجبور میكردند تا بدن خود را متناسب و اندازه آنها بكنند!
10- جنرال موتورز خریداران ماشینهایش را مجبور به خرید نقشههای راهها میكرد كه ممكن بود اصلا به درد رانندگان نخورد. هرگونه تلاش برای پاك كردن این Option منجر به كاهش كیفیت عملكرد تا پنجاه درصد و بیشتر میشد!
11- هر بار كه جنرال موتورز مدل جدیدی را به بازار عرضه میكرد خریداران ماشین باید رانندگی را از اول یاد میگرفتند چون هیچ یك از عملكردها و كنترلهای ماشین مانند مدل قبلی نبود!
12- برای خاموش كردن ماشین باید دكمه استارت را میزدند!
بدون دیدگاه » مارس 10th, 2009
1. این بستگى دارد به… یعنى: جواب سوال شما را نمى دانم!
2. این موضوع پس از روزها تحقیق و بررسى فهمیده شد. یعنى: این موضوع را بطور تصادفى فهمیدم!
3. نحوه عمل سیستم بسیار جالب و دقیق است. یعنى: سیستم کار مى کند و این براى ما تعجب انگیز است!
4. کاملا انجام شده یعنى: تنها راجع به 10 درصد کار برنامه ریزى شده!
5. ما تصحیحاتى روى سیستم انجام دادیم تا آن را ارتقا دهیم. یعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع کرده ایم!
6. پروژه به دلیل بعضى مشکلات دیده نشده، کمى از برنامه ریزى عقب است. یعنى: تاکنون روى پروژه دیگرى کار مى کردیم!
7. ما پیش بینی مى کنیم… یعنى: 90 درصد احتمال خطا مى رود!
8. این موضوع مستند نشده… یعنى: تاکنون کسى از اعضا تیم پروژه به این موضوع فکر نکرده است!
9. پروژه طورى طراحى شده که کاملا سیستم بدون نقص کار مى کند. یعنى: هرگونه مشکلات بعدى ناشى از عملکرد غلط اپراتورها است!
10. تمام انتخاب اولیه به کنار گذاشته شد. یعنى: تنها فردى که این موضوع را مى فهمید از تیم خارج شده است!
11. کل کوشش ما براى این است که مشترى راضى شود. یعنى: ما آنقدر از زمان بندى عقبیم که هر چه که به مشترى بدهیم راضى مى شود!
12. تحویل پروژه براى فصل آخر سال آینده پیش بینى شده است. یعنى: که تا آن زمان ما مى توانیم مقصر تاخیر در اجراى پروژه را کسى از میان تیم کارفرما پیدا کنیم!
13. روى چند انتخاب به طور هم زمان در حال کار هستیم. یعنى: هنوز تصمیم نگرفته ایم چه کنیم!
14. تا چند دقیقه دیگر به این موضوع مى رسیم. یعنى: فراموشش کنید، الان به اندازه کافى مشکل داریم!
15. حالا ما آماده ایم صحبت هاى شما را بشنویم. یعنى: شما هر چه مى خواهید صحبت کنید که البته تاثیرى در کارى که ما انجام خواهیم داد ندارد!
16. به علت اهمیت تئورى و عملى این موضوع… یعنى: به علت علاقه من به این موضوع!
17. سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند. یعنى: طبیعتا بقیه نمونه ها واجد مشخصاتى که شما باید بعد از مطالعه به آن برسید، نبوده اند!
18. بقیه نتایج در گزارش بعدى ارائه مى شود. یعنى: بقیه نتایج را تا فشار نیاورید نخواهیم داد!
19. ثابت شده که … یعنى: من فکر می کنم که …!
20. این صحبت شما تا اندازه اى صحیح است. یعنى: از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است!
21. در این مورد طبق استاندارد عمل خواهیم کرد. یعنى: از جزئیات کار اصلا اطلاع ندارید!
بدون دیدگاه » مارس 10th, 2009
ین مقایسه توهین به دخترو پسر این دهه ها نیست صرفا مقایسه ای طنزآمیز و خاطر نشان کردن وضعیتی است که روشنفکران به آن عوارض دوره گذار و دینداران به آن نشانه های آخرالزمانی می گویند و در کل بهره ای از حقیقت دارد.انکار این مقایسه شاید خودیک نشانه ی آخرالزمانی باشد.
دختر دهه 60 :باید با آبرو باشم
دختر دهه 70 :باید تحصیلکرده باشم
دختر دهه 80 :باید پولدار باشم
پسر دهه 60 :دارم میرم جبهه
پسر دهه 70 :دارم میرم دختر بازی
پسر دهه 80 :دارم میرم بیمارستان سم زدایی
دختر دهه 60 : مرد باید با اخلاق باشه
دختر دهه 70 :مرد باید تحصیلکرده باشه
دختر دهه 80 :مرد باید پولدار باشه
پسر دهه 60 :در سن 25 سالگی سیگاری میشد
پسر دهه 70 :در 20 سالگی سیگاری می شد
پسر دهه 80 :قبل از سن بلوغ سیگاری می شود.
دختردهه 60 : 30 ساله شدم و احساس ترشیدگی می کنم
دختردهه 70 : 25 ساله شدم و احساس ترشیدگی می کنم
دختردهه 80 : 20 ساله شدم و احساس ترشیدگی می کنم
پسر دهه 60 : دارم میرم باشگاه … دارم میرم زیر زمین بنوشم !!!
پسر دهه 70:دارم میرم مهمونی … دارم میرم قلیون بکشم !!!
پسر دهه 80 :دارم میرم دبی … دارم میرم توهم بزنم !!!
دختر دهه 60 : دوست پسر یکی اونهم یه عشق پاک
دختر دهه 70 :دوست پسر یکی یا دوتا . چند تا هم زاپاس برای روز مبادا
دختر دهه 80 : دوست پسر بین یک نفر تا یک هنگ یا تیپ در رده سنی بین 20 تا 60 سال مجرد تا صاحب عیال و چند سر عائله. بالاخره تو این همه آدم یکی پیدا میشه بخواد لباس عروس واسم بخره.
پسر دهه 60 :داریوش گوش می داد
پسر دهه 70 :ابی گوش می داد
پسر دهه 80 :مقلدین درجه 3و 4 داریوش و ابی را (که خواب عکس انداختن با داریوش را می بینند) را گوش می دهد .
دختر دهه 60 :دختر بدون بکارت باید بره بمیره
دختر دهه 70:اشتباه بزرگی کردم خاک تو سرم
دختر دهه 80 : دختر باکره یعنی امل و بی فرهنگ. باید بره بمیره.
پسر دهه 60 :شریعتی می خواند
پسر دهه 70 :شاملو می خواند
پسر دهه 80 :هری پاتر می خواند.
دختر دهه 60 :به خاطر حفظ آبرو همه کار می کنم
دختر دهه 70 :به خاطر دوست پسرم همه کار می کنم
دختر دهه 80 : به خاطر پول همه کار می کنم.
پسر دهه 60 :خانواده و پدر مادرم عزیزترین چیز است
پسر دهه 70 :دوست دخترم عزیز ترین چیزاست
پسر دهه 80 :مواد محرک و توهم زا و ماشینم عزیز ترین چیزند.
دختر دهه 60 :شوهر منجی نیست شوهر کردن سنت خدا و رسم زندگی ست.
دختر دهه 70 :شوهر شوهره شوهر… بالشت سره شوهر…
دختر دهه 80 :من یک افسرده ی روانی پر از غصه ام و شوهر منجی من است و دیگر هیچ راه نجاتی نیست.
پسر دهه 60 :در هر صورت باید زن بگیرم
پسر دهه 70 :باید پولداربشم و زن بگیرم
پسر دهه 80 :باید قاطی کنم و زن بگیرم.
دختر دهه 60 : زن روز و اعتمادی می خواند
دختر دهه 70 :فهیمه رحیمی و مهدی سهیلی می خواند
دختر دهه 80:بیشتر در اینترنت دنبال فیلتر شکن جدید و پروکسی است.
پسر دهه 60 :مرگ بر اثر جنگ با عراق
پسر دهه 70 :مرگ بر اثر تصادف با موتور و ماشین
پسر دهه 80 :مرگ بر اثر اور دز و سنکوپ بر اثر استعمال هرویین و ایدز و سوانح رانندگی
دختر دهه 60:سیگار کشیدن دختر یک کابوس است دختری که سیگار می کشد خراب است.
دختر دهه 70 :گهگاهی کنار پنجره یا واسه افه تو پارتی یا کافی شاپ یه دو نخ می کشم.
دختر دهه 80 :پیش به سوی آسم، سرطان حنجره ،ریه،نای و خون قبل از یائستگی.
جوان دهه 60 :جنگ زده بود
جوان دهه 70 :غرب زده بود
جوان دهه 80 :پوچ است.
دختر دهه 60 :از خدا می ترسم
دختر دهه 70 : از بی عشقی می ترسم
دختر دهه 80 :از بی پولی می ترسم.
جوان دهه 60 :خواب صلح و آرامش می دید
جوان دهه 70 :خواب بد بد می دید
جوان دهه 80 :فقط کابوس می بیند.
پدر برای پسر دهه 60 :در حکم یک پدر مقدس بود حرمتش کاملا حفظ می شد
پدر برای پسر دهه 70: در حکم یکی از اعضای خانواده بود باید به او حال داد.
پدر برای پسر دهه 80 :سر خره عوضی اسکل بی پدر مادر.
دختر دهه 60 : اول نجابت خود را به رخ می کشید
دختر دهه 70 : اول مدرک تحصیلی خود را به رخ می کشید
دختر دهه 80 : اول مارک و مدل اتومبیل و ریخت و قیافه خود را به رخ می کشد.
داماد دهه 60 :فقط پدر مادرم ،زن و بچه ،و کارم
داماد دهه 70 :فقط زن و بچه و عشق و حالم و کارم
داماد دهه 80 :فقط عشق و حالم و کارم.
عروس دهه 60 :بایدمثل مادرم سوخت و ساخت این ذات زندگی ست بدبختی و خوشبختی با هم.طلاق پاک کردن صورت مسئله ست و مسئله میزان بردباری صبر و توان مدیریت منه.باید سعی کنم مثل دو رود در کنار هم باشیم. باید مدیریت کنم این هنر زندگیه.
عروس دهه 70 :نباید سوخت وساخت اما باید زندگی کرد و همینطور در وقت لزوم مقابله به مثل.طلاق پایان تلخیه اما خب مجبورم بهم سخت بگذره ول می کنم میرم. این هنر زندگیه.
عروس دهه 80 :مثل دو کوه برابر هم.عوضی بره مهرمو می زارم اجرا یه راست می رم با یکی دیگه.خوش بگذرون و سختی نکش.این هنر زندگیه.
مرد دهه 60:خدا خانواده ثروت
مرد دهه 70 :خانواده ثروت خیانت به همسر
مرد دهه 80:ثروت، خیانت به همسر ،مصرف پروزاک و انواع دیگر قرص اعصاب .
عروس دهه 60:تقسیم وظایف رمز موفقیت و آسایشه. من طی یک سند قانونی همسر این مرد هستم نه دوست او .وظیفه من خانه داریه وظیفه مرد کار و تامین زندگی هر کس غیر از این به گوشم بخونه شیطانه.
عروس دهه 70 :تقسیم وظایف چیزیه که باید دوباره معنی و تعریف بشه.دلیل نداره من همیشه غذا درست کنم من کلاس گیتار دارم کلاس آواز دارم . فقط سه یا چهار روز در هفته ممکنه از خونم بوی غذا بیاد.اما خب می دونم که غذا پختن کار منه نه مرد.
عروس دهه 80 :تقسیم وظایف یه حرف احمقانه و سنتیه هر کس به فراخور حالش هر کار که از دستش بر اومد انجام میده هر کاری که می کنم از لطف منه نه وظیفه من پس من هر کاری تو خونه می کنم لطف می کنم. تعهد و وظیفه اعصابمو بهم می ریزه.
پسر دهه 60:خدایا جنگو تموم کن
پسر دهه 70 :خدایا یه خونه خالی برسون
پسر دهه 80 :خدایا برسون یه دومثقال شیره و یه دو سورت شیشه
دختر دهه 60 :طلاق بعد از 10 سال آنهم یک در 1000
دختر دهه 70 :طلاق بعد از 5 سال آنهم یک در 100
دختر دهه 80 :طلاق بعد از 6 ماه الی یک سال آنهم یک در5
پسر دهه 60 :پیکان 54 و مسافر کشی
پسر دهه 70 :پراید و دختر بازی
پسر دهه 80 :پژو و تصادف منجر به فوت
دختر دهه 60:امامزاده معصوم ودیگر امامزاده ها را شفیع می کرد دعا و نذر می کرد وبالاخره حاجت دل خود را می گرفت
دختر دهه 70 :پیش رمال و دعا نویس می رفت و حاجت خود را طلب می کرد.
دختر دهه 80 :در شرکت های خصوصی به هر نحو که شده رفع حاجت می کند.
جوان دهه 60 :خدایا آبروی مرا حفظ کن
جوان دهه 70 :خدایا پول منو زیاد کن
جوان دهه 80 :کارت سوخت داری داداش
بدون دیدگاه » مارس 10th, 2009