گریه غرورم رو بهم می زنه

مارس 13th, 2009 توسط لادن سادات بهشتی زاده

گریه نمی‌کنم نه اینکه سنگم
گریه غرورمو به هم می‌زنه
آدم برای هضم دلتنگیاش
گریه نمی‌کنه قدم می‌زنه
گریه نمی‌کنم نه اینکه خوبم
نه اینکه دردی نیس نه اینکه شادم
یه اتفاق نصفه نیمه‌ام که
یهو میون زندگی افتادم
یه ماجرای تلخ ناگزیرم
یه کهکشونم ولی بی ستاره
یه قهوه که هر چی شکر بریزی
بازم همون تلخی ناب و داره
اگه یکی باشه منو بفهمه
براش غرورمو به هم می‌زنم
گریه که سهله زیر چتر شونه‌اش
تا آخر دنیا قدم می‌زنم
گریه نمی‌کنم نه اینکه سنگم
گریه غرورمو به هم می‌زنه
آدم بزرگ برای هضم دلتنگیاش
گریه نمی‌کنه قدم می‌زنه

گردآوری: گروه سرگرمی سیمرغ و کمی ویرایش از خودم

ارسال شده در شعر, شعر های دیگران, نکات آرایشی به همراه عکس

نظر شما

درباره سیاه مشق

در اینجا درباره خود و وبلاگتان بنویسید.

(فایل footer.php را برای تغییر دادن این متن ویرایش کنید.)