((علی))
نوامبر 2nd, 2008 توسط لادن سادات بهشتی زاده
زیبا
پر از نور
آرام
مثل سکوت
مهربان مثل او
((علی))
نامی پر از آرامش
پر از امید برای نا امیدان
و مهربان برای من
برای تو
برای ما
گوش کن ، بخوان ، ببین
او چگونه است ؟
مثل امید ؟
شاید .
دستان نا امیدم را به او سپردم
دستان ناامید من ،
حال پر از امید است
دل پر زخمم با داروی او التیام یافت
تن سرد من با شعله ی وجود او گرما گرفت
افکار بی ثبات من ،
با حرف های او ثبات گرفت
دل پر غرور من او را شناخت
و اما من دیگر غرور را نمی شناسم
مغز کوته من اورا شناخت
دل کوچک من اورا ستایش کرد
دستان پر امید من به سمت او رفت
عشق را از او آموختم
مهربانی را
ستایش
ستایش آن خدایی که من ، تو و اورا آفرید
علی به من آموخت
آموخت و آموخت
تا زندگی
ارسال شده در شعر, شعر های من
