تنهایی
نوامبر 2nd, 2008
تنهايی
تنهايم
تنها تر از آن چه تصور كنی
به تنهايی
كبوتری كه لانه اش را گم كرده ،
كودكی كه درجنگ پی خانه خود می گردد ،
زنبوردور مانده از كندو ،
گلی پژمرده درگلستان
تنهايم ،
تنها تر از تو
تنها تر از خورشيد ،
آن تنها درخشنده ی صبح
تنهايم ،
تنها تر از يك قناری در قفس
تنها تر از جوجه ای در حال مرگ
تنها تر از يك اسير
تنها تر از عاشق شكست خورده ،
تنها تراز شيرين .
خدايا ! كمكم كن ،
تا بتوانم بر تنهايی پيروز شوم
و شادی را احساس كنم
خدايا كمكم كن …
نوشته شده در دسته ي: شعر,شعر های من

دیدگاهی بنویسید
میتوانید این برچسبها را به کار ببرید:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed