انتظار
سال ها ست به انتظار ات نشسته ايم ؛
تا بيايی
و زندگی را به ما بدهی .
زندگی ای زيبا ،
بدون دروغ ،
بدون بدی ،
بدون دزدی
بدون …
تو می آيی تا آرامش را
به ما برگردانی .
تو می آيی تا بودن را
به ما بياموزی .
دراين زمين كه از سياهی پرشده ،
تو می آيی
تا آن باقی مانده ، لكه ای را
كه از پاكی سخن می گويد ،
بزرگ كنی .
تا ما بياموزيم
زندگی كردن را
خوبی را
راست گويی را
و . . .
يا ابا صالح منتظرم
تا تو ظهور كنی
و منتظر می مانم ،
حتی اگر فقط يك لحظه از عمر ام
باقی مانده باشد
ارسال شده در شعر, شعر های من
