دو متن
نوامبر 2nd, 2008
بی تو
بی تو ، غروب خورشيد معنا ندارد .
بی تو ، آسمان آبی نيست.
بی تو ، دريا آب ندارد .
بی تو ، من هرگز زنده نمی مانم .
بی تو ، من نمی توانم ، بنويسم .
بی تو ، زندگی برای من بی معنا ست
بی تو ، من هميشه تنها هستم .
بی تو ، من ياری ندارم
بی تو ، من هرگز متولد نمی شدم.
رفتی
تو رفتی
و مرا برای هميشه تنها گذاشتی .
تو رفتی
تا من بدانم كه تو مرا دوست نداشته ای ،
و نخواهی داشت .
تو رفتی
و به من آموختی مردم مانند هم نيستند
و به آن ها نمی شود اعتماد كرد
تو رفتی
و قلب من را برای هميشه شكستی .
تو رفتی
و پنجره ی خانه ی مان را در هم شكستی
تو رفتی
و با اين كارت به من گفتی ،
كه زندگی ما جز خا طره ای تلخ وشيرين نبوده .
تو رفتی
و به من ياد دادی
كه ديگر به تو
و برای دومين بار
اعتماد نكنم
نوشته شده در دسته ي: شعر,شعر های من


دیدگاهی بنویسید
میتوانید این برچسبها را به کار ببرید:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed